debutante

[ایالات متحده]/'debjʊtɑːnt/
[بریتانیا]/'dɛbjutɑnt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک زن جوان که برای اولین بار در فعالیت‌های اجتماعی جامعه بالا حضور پیدا می‌کند.
Word Forms

جملات نمونه

She made her debut as a debutante at the ball.

او برای اولین بار در یک مهمانی بزرگ، به عنوان یک دوشیزه جوان ظاهر شد.

The debutante wore a stunning gown to the event.

دوشیزه جوان، یک لباس خیره‌کننده به این رویداد پوشید.

The debutante was the center of attention at the party.

دوشیزه جوان، مرکز توجه در مهمانی بود.

She was presented as a debutante at the prestigious event.

او به عنوان یک دوشیزه جوان در یک رویداد معتبر معرفی شد.

The debutante practiced her dance routine for weeks before the ball.

دوشیزه جوان برای هفته‌ها قبل از مهمانی، تمرین روتین رقص خود را انجام داد.

The debutante's family hosted a lavish reception in her honor.

خانواده دوشیزه جوان، به افتخار او یک پذیرایی مجلل برگزار کرد.

She was introduced to society as a debutante at the age of eighteen.

او در سن هجده سالگی به عنوان یک دوشیزه جوان با جامعه آشنا شد.

The debutante's parents were proud to see her make her societal debut.

والدین دوشیزه جوان از اینکه او اولین حضور خود را در جامعه داشتند، مفتخر بودند.

The debutante practiced proper etiquette to prepare for her debut.

دوشیزه جوان برای آمادگی برای حضور خود، آداب معاشرت مناسب را تمرین کرد.

The debutante's escort guided her through the traditional debutante ball.

همراه دوشیزه جوان، او را در طول رقص سنتی دوشیزگان راهنمایی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید