socialite

[ایالات متحده]/'səʊʃəlaɪt/
[بریتانیا]/'soʃəlaɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اجتماعی، شخصی که در دایره‌های اجتماعی مد روز شناخته شده و فعال است
Word Forms

جملات نمونه

She is a well-known socialite in the city.

او یک شخصیت اجتماعی شناخته شده در شهر است.

The socialite attended all the high-profile events in town.

آن اجتماعی در تمام رویدادهای مهم شهر شرکت کرد.

The socialite's extravagant lifestyle is the talk of the town.

سبک زندگی پر زرق و برق آن اجتماعی موضوع صحبت شهر است.

The socialite's glamorous appearance turned heads at the party.

ظاهر جذاب آن اجتماعی در مهمانی توجه‌ها را به خود جلب کرد.

The socialite was spotted at a trendy restaurant with a famous actor.

آن اجتماعی در یک رستوران مد روز با یک بازیگر مشهور دیده شد.

The socialite's social media posts always attract a lot of attention.

پست‌های رسانه‌های اجتماعی آن اجتماعی همیشه توجه زیادی را به خود جلب می‌کند.

The socialite's designer wardrobe is the envy of many.

کمد لباس طراح آن اجتماعی مورد حسادت بسیاری قرار دارد.

The socialite is known for her philanthropic work in the community.

آن اجتماعی به خاطر کار خیریه خود در جامعه شناخته شده است.

The socialite's exclusive parties are always the highlight of the social calendar.

جشن‌های انحصاری آن اجتماعی همیشه در تقویم اجتماعی برجسته هستند.

The socialite's elegant demeanor exudes charm and sophistication.

رفتار مؤدبانه و باوقار آن اجتماعی جذابیت و ظرافت را به نمایش می‌گذارد.

نمونه‌های واقعی

Her parents were super-connected, super-wealthy English socialites who valued education, even for their two daughters.

والدین او بسیار مرتبط، بسیار ثروتمند و انگلیسی‌های اجتماعی بودند که به آموزش حتی برای دو دخترشان اهمیت می‌دادند.

منبع: Women Who Changed the World

He caters to wealthy businessmen and socialites.

او به بازرگانان ثروتمند و اجتماعی‌ها خدمات ارائه می‌دهد.

منبع: TV series Person of Interest Season 3

Thank you for not selling me to a psycho Fae socialite!

متشکرم که مرا به یک اجتماعی فای روان‌گسیخته نفروختی!

منبع: Lost Girl Season 2

In New York, the British socialite Ghislaine Maxwell has gone on trial accused of sex trafficking.

در نیویورک، غیسلین مکسول، اجتماعی بریتانیایی، به اتهام قاچاق جنسی تحت محاکمه قرار گرفته است.

منبع: BBC World Headlines

British socialite Ghislaine Maxwell pled not guilty today to luring young girls into sexual abuse by Jeffrey Epstein.

غیسلین مکسول، اجتماعی بریتانیایی، امروز به اتهام فریباندن دختران جوان برای سوء استفاده جنسی توسط جفری اپستین بی‌گناهی خود را اعلام کرد.

منبع: PBS English News

When Fonda was 12, her mother, socialite Frances Ford Seymour, slit her throat in a mental institution at 42.

وقتی فوندا 12 ساله بود، مادرش، اجتماعی فرانسیس فورد سيمور، در سن 42 سالگی گلویش را در یک مرکز روانپزشکی برید.

منبع: People Magazine

I've been called a toxic wart, a KGB agent, and my personal favourite a contentious socialite, Dawes told me.

من را زگیل سمی، مامور کا جی بی و مورد علاقه من یک اجتماعی بحث‌برانگیز خوانده‌اند، داوس به من گفت.

منبع: The Guardian (Article Version)

We both know you're a socialite, not a businesswoman.

ما هر دو می‌دانیم که شما یک اجتماعی هستید، نه یک تاجر.

منبع: Gossip Girl Season 4

She's a famous socialite. He's a hot young congressman.

او یک اجتماعی مشهور است. او یک نماینده مجلس جوان و جذاب است.

منبع: Gossip Girl Season 5

Blair has to follow a socialite around on Valentine's day.

بلیر باید در روز ولنتاین یک اجتماعی را تعقیب کند.

منبع: Gossip Girl Season 4

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید