newcomer

[ایالات متحده]/'njuːkʌmə/
[بریتانیا]/'nukʌmɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که به تازگی وارد شده یا شروع به شرکت در چیزی کرده است؛ یک مبتدی یا نوآموز.
Word Forms
جمعnewcomers

جملات نمونه

kept the newcomer at arm's length at first.

در ابتدا، فرد تازه وارد را در فاصله ای حفظ کرد.

conjectures about the newcomer were many and varied.

حدس‌ها درباره تازه‌وارد بسیار و متنوع بودند.

hunted the newcomers out of town.

واردکنندگان جدید را از شهر بیرون راندند.

the firms are relative newcomers to computers.

این شرکت‌ها نسبت به رایانه ها تازه‌وارد هستند.

newcomers are socialized into orthodox ways.

افراد تازه وارد در روش های متعارف اجتماعی می شوند.

The organization aims to settle newcomers down in the city.

سازمان هدف دارد افراد تازه وارد را در شهر مستقر کند.

The newcomer is not used to the heavy traffic in big cities.

فرد تازه وارد به ترافیک سنگین در شهرهای بزرگ عادت ندارد.

The newcomers lacked immunity against local strains of the disease.

افراد تازه وارد فاقد مصونیت در برابر سویه‌های محلی بیماری بودند.

most of the newcomers are employed in developing the technology into a product.

اکثر افراد تازه وارد در توسعه فناوری به یک محصول استخدام می شوند.

many newcomers are exposing themselves to life-threatening injury.

بسیاری از افراد تازه وارد خود را در معرض خطر جانی قرار می دهند.

Newcomers themselves, they knew few people at the party.

خود افراد تازه وارد، آنها فقط چند نفر را در مهمانی می شناختند.

A brash newcomer disputed the age-old rules for admission to the club.

یک تازه‌وارد جسورانه قوانین دیرینه را برای ورود به باشگاه به چالش کشید.

And the newcomers provide a willing hand for jobs others may spin.

و افراد تازه وارد دست های آماده ای برای کارهایی که دیگران ممکن است انجام دهند، ارائه می دهند.

Being beaten by a newcomer has really taken the wind out of his sails.

شکست خوردن از یک فرد تازه وارد واقعاً باعث از دست دادن روحیه او شده است.

Despite assurances that this year’s competition would welcome new talent and new ideas, none of the newcomers have reached the final round. Plus ca change …

با وجود اطمینان خاطر مبنی بر اینکه مسابقه امسال از استعداد و ایده های جدید استقبال خواهد کرد، هیچ یک از افراد تازه وارد به دور نهایی نرسیده اند. پلاس کا چنج ...

Other newcomers to People's 2009 list include "American Idol" runner-up Adam Lambert and "Glee" actors Matthew Morrison, Cory Monteith and Mark Salling.

سایر تازه‌واردان به لیست People's 2009 شامل آدام لامبرت، نائب قهرمان American Idol، و بازیگران Glee، متیو موریسون، کوری مونتایت و مارک سالینگ هستند.

نمونه‌های واقعی

Land-value taxes can also help cater for newcomers.

مالیات بر ارزش زمین همچنین می‌تواند به پذیرش تازه‌واردان کمک کند.

منبع: The Economist (Summary)

By and large, Britons seem to welcome the newcomers.

به طور کلی، به نظر می‌رسد بریتانیایی‌ها از استقبال از تازه‌واردان استقبال می‌کنند.

منبع: The Economist - Comprehensive

William is a newcomer to the movie business.

ویلیام یک تازه‌وارد در دنیای فیلم است.

منبع: Lai Shixiong Advanced English Vocabulary 3500

He might conceivable have some interesting things to say about being a newcomer to movie-making.

او ممکن است چیزهای جالبی برای گفتن در مورد تازه‌وارد بودن در ساخت فیلم داشته باشد.

منبع: Listen to this 3 Advanced English Listening

Jiang Xinlin, born in 1988, is also a newcomer to space.

جیانگ شین‌لین که در سال 1988 متولد شد، همچنین یک تازه‌وارد در فضا است.

منبع: Intermediate English short passage

Last May, two ideologically different political newcomers sized each other up for the first time.

ماه گذشته، دو تازه‌وارد سیاسی با دیدگاه‌های ایدئولوژیک متفاوت برای اولین بار ارزیابی یکدیگر را انجام دادند.

منبع: CNN 10 Student English April 2018 Compilation

Instinctively raising his wand again, he span on his heel to face the newcomer.

به طور غریزی دوباره چوبدستی خود را بالا برد، چرخید و رو به تازه‌وارد ایستاد.

منبع: Harry Potter and the Order of the Phoenix

Fawad Mohammadi is a newcomer whom the director knew from Chicken Street in Kabul.

فواد محمدی یک تازه‌وارد است که کارگردان او را از خیابان چییکن در کابل می‌شناخت.

منبع: VOA Standard February 2013 Collection

The old tramp taught the newcomer how to make himself comfortable om a park bench.

پیر گدا به تازه‌وارد آموزش داد که چگونه خودش را روی نیمکت پارک راحت کند.

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book Three.

Workers from SAMU First Response, an international aid agency, were there to help the newcomers.

کارگران سازمان امدادی بین‌المللی SAMU First Response آنجا بودند تا به تازه‌واردان کمک کنند.

منبع: VOA Slow English - America

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید