decoloration

[ایالات متحده]/diːˌkʌləˈreɪʃən/
[بریتانیا]/diˌkʌləˈreɪʃən/

ترجمه

n. فرآیند حذف رنگ؛ عمل سفید کردن

عبارات و ترکیب‌ها

color decoloration

ورنگ زدایی

decoloration process

فرآیند از بین بردن رنگ

decoloration agent

عامل از بین بردن رنگ

decoloration effect

اثر از بین بردن رنگ

decoloration method

روش از بین بردن رنگ

decoloration test

آزمایش از بین بردن رنگ

rapid decoloration

از بین بردن رنگ سریع

decoloration reaction

واکنش از بین بردن رنگ

decoloration rate

نرخ از بین بردن رنگ

decoloration technique

تکنیک از بین بردن رنگ

جملات نمونه

the decoloration of the fabric was unexpected.

تغییر رنگ پارچه غیرمنتظره بود.

decolorations can occur due to prolonged sun exposure.

تغییر رنگ‌ها ممکن است به دلیل قرار گرفتن طولانی مدت در معرض نور خورشید رخ دهد.

she noticed the decoloration of her favorite shirt.

او متوجه تغییر رنگ پیراهن مورد علاقه خود شد.

the artist used a technique to prevent decoloration.

هنرمند از یک تکنیک برای جلوگیری از تغییر رنگ استفاده کرد.

they researched the causes of decoloration in plants.

آنها علت‌های تغییر رنگ در گیاهان را بررسی کردند.

decolorations can affect the value of antiques.

تغییر رنگ‌ها می‌تواند بر ارزش اشیاء عتیقه تأثیر بگذارد.

she was concerned about the decoloration of her hair.

او نگران تغییر رنگ موهایش بود.

the decoloration process can take several weeks.

فرآیند تغییر رنگ ممکن است چندین هفته طول بکشد.

he explained how to avoid decoloration in artwork.

او توضیح داد که چگونه می‌توان از تغییر رنگ در آثار هنری جلوگیری کرد.

the decoloration of the paint was alarming.

تغییر رنگ رنگ‌آمیزی نگران‌کننده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید