decontaminated

[ایالات متحده]/ˌdiː.kənˈtæm.ɪ.neɪ.tɪd/
[بریتانیا]/ˌdiː.kənˈtæm.ɪ.neɪ.t̬ɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. برای حذف آلودگی از چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

decontaminated area

منطقه غیرعفونی شده

decontaminated equipment

تجهیزات غیرعفونی شده

decontaminated surface

سطح غیرعفونی شده

decontaminated water

آب غیرعفونی شده

decontaminated site

محل غیرعفونی شده

decontaminated material

مواد غیرعفونی شده

decontaminated clothing

لباس غیرعفونی شده

decontaminated tools

ابزارهای غیرعفونی شده

decontaminated zone

منطقه غیرعفونی شده

decontaminated facility

امکانات غیرعفونی شده

جملات نمونه

the laboratory was decontaminated after the experiment.

آزمایش پس از اتمام، آزمایشگاه ضدعفونی شد.

all equipment must be decontaminated before use.

تمام تجهیزات باید قبل از استفاده ضدعفونی شوند.

the area was decontaminated to ensure safety.

برای اطمینان از ایمنی، منطقه ضدعفونی شد.

workers were trained to properly decontaminate the site.

کارگران برای ضدعفونی مناسب محل آموزش دیده بودند.

after the spill, the floor was thoroughly decontaminated.

پس از نشت، کف به طور کامل ضدعفونی شد.

we need to decontaminate the water supply.

ما باید منبع آب را ضدعفونی کنیم.

the team worked quickly to decontaminate the affected areas.

تیم به سرعت برای ضدعفونی مناطق آسیب دیده کار کرد.

decontaminated materials can be safely reused.

مواد ضدعفونی شده را می‌توان به طور ایمن دوباره استفاده کرد.

the procedure to decontaminate the equipment was effective.

روش ضدعفونی تجهیزات موثر بود.

it is essential to decontaminate the surfaces regularly.

ضدعفونی سطوح به طور منظم ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید