sanitized

[ایالات متحده]/sænɪtaɪzd/
[بریتانیا]/sænɪtaɪzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. تمیز کردن یا بهداشتی کردن; ضدعفونی کردن; سانسور کردن یا ویرایش کردن; پاک کردن

عبارات و ترکیب‌ها

sanitized data

داده‌های پاک‌سازی‌شده

sanitized environment

محیط پاک‌سازی‌شده

sanitized version

نسخه پاک‌سازی‌شده

sanitized input

ورودی پاک‌سازی‌شده

sanitized code

کد پاک‌سازی‌شده

sanitized files

فایل‌های پاک‌سازی‌شده

sanitized process

فرآیند پاک‌سازی‌شده

sanitized content

محتوای پاک‌سازی‌شده

sanitized output

خروجی پاک‌سازی‌شده

sanitized system

سیستم پاک‌سازی‌شده

جملات نمونه

the data was sanitized to ensure privacy.

اطلاعات داده‌ها برای حفظ حریم خصوصی پاکسازی شد.

all surfaces in the kitchen must be sanitized regularly.

تمام سطوح آشپزخانه باید به طور منظم پاکسازی شوند.

sanitized equipment is essential for food safety.

تجهیزات پاکسازی شده برای ایمنی غذا ضروری هستند.

the report was sanitized to remove sensitive information.

گزارش برای حذف اطلاعات حساس پاکسازی شد.

sanitized water is necessary for drinking.

آب پاکسازی شده برای آشامیدن ضروری است.

the hospital ensures that all instruments are sanitized.

بیمارستان اطمینان می دهد که تمام ابزارها پاکسازی می شوند.

sanitized documents are safe for public access.

اسناد پاکسازی شده برای دسترسی عموم امن هستند.

they use a special solution to keep the surfaces sanitized.

آنها از یک محلول خاص برای حفظ سطوح پاکسازی شده استفاده می کنند.

sanitized environments help prevent the spread of germs.

محیط های پاکسازی شده به جلوگیری از انتشار میکروب ها کمک می کنند.

before the event, all materials were sanitized thoroughly.

قبل از رویداد، تمام مواد به طور کامل پاکسازی شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید