decontaminates

[ایالات متحده]/diːkənˈtæmɪneɪts/
[بریتانیا]/diːkənˈtæmɪneɪts/

ترجمه

v. برای حذف آلودگی‌ها از یک ماده

عبارات و ترکیب‌ها

decontaminates surfaces

پاک‌سازی سطوح

decontaminates equipment

پاک‌سازی تجهیزات

decontaminates water

پاک‌سازی آب

decontaminates air

پاک‌سازی هوا

decontaminates tools

پاک‌سازی ابزارها

decontaminates skin

پاک‌سازی پوست

decontaminates waste

پاک‌سازی زباله‌ها

decontaminates products

پاک‌سازی محصولات

decontaminates areas

پاک‌سازی مناطق

جملات نمونه

the new technology decontaminates water effectively.

فناوری جدید به طور موثر آب را از بین می‌برد.

our team decontaminates the equipment after each use.

تیم ما تجهیزات را پس از هر بار استفاده از بین می‌برد.

this solution decontaminates surfaces in just minutes.

این راه حل سطوح را در عرض چند دقیقه از بین می‌برد.

the process decontaminates hazardous materials safely.

این فرآیند مواد خطرناک را به طور ایمن از بین می‌برد.

she decontaminates her hands before entering the lab.

او قبل از ورود به آزمایشگاه دست‌های خود را از بین می‌برد.

the facility regularly decontaminates its air filtration system.

این مرکز به طور منظم سیستم فیلتراسیون هوای خود را از بین می‌برد.

he decontaminates his workspace to prevent infection.

او فضای کاری خود را برای جلوگیری از عفونت از بین می‌برد.

this product decontaminates food preparation areas.

این محصول مناطق آماده سازی غذا را از بین می‌برد.

the team decontaminates the area after the spill.

تیم منطقه را پس از نشت از بین می‌برد.

they use a special spray that decontaminates quickly.

آنها از یک اسپری خاص استفاده می‌کنند که به سرعت از بین می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید