contaminates

[ایالات متحده]/kənˈtæmɪneɪts/
[بریتانیا]/kənˈtæmɪneɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را کثیف یا آلوده کردن؛ خراب یا لکه‌دار کردن؛ آسیب رساندن یا مسموم کردن؛ افکار یا اخلاق کسی را فاسد کردن

عبارات و ترکیب‌ها

water contaminates

آب آلوده می‌کند

soil contaminates

خاک آلوده می‌کند

air contaminates

هوا آلوده می‌کند

food contaminates

غذا آلوده می‌کند

contaminates environment

محیط زیست را آلوده می‌کند

chemical contaminates

مواد شیمیایی آلوده می‌کنند

contaminates water

آب را آلوده می‌کند

contaminates soil

خاک را آلوده می‌کند

contaminates air

هوا را آلوده می‌کند

contaminates food

غذا را آلوده می‌کند

جملات نمونه

pollution contaminates the water supply.

آلودگی آب را آلوده می‌کند.

improper disposal of chemicals contaminates the soil.

دفع نامناسب مواد شیمیایی خاک را آلوده می‌کند.

food that is not stored properly can easily contaminates.

غذاهایی که به درستی نگهداری نمی‌شوند به راحتی آلوده می‌شوند.

industrial waste contaminates the air we breathe.

ضایعات صنعتی هوای تنفس ما را آلوده می‌کند.

contaminated water can lead to serious health issues.

آب آلوده می‌تواند منجر به مشکلات جدی سلامتی شود.

oil spills contaminates marine life.

نشت نفت حیات دریایی را آلوده می‌کند.

contaminates in food can cause food poisoning.

آلودگی در غذا می‌تواند باعث مسمومیت غذایی شود.

lead in paint contaminates children's environments.

سرب در رنگ محیط کودکان را آلوده می‌کند.

contaminates from factories can affect local wildlife.

آلودگی از کارخانه‌ها می‌تواند بر حیات وحش محلی تأثیر بگذارد.

contaminates in the air can trigger allergies.

آلودگی در هوا می‌تواند باعث ایجاد آلرژی شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید