deep-rooted

[ایالات متحده]/[diːp ruːtɪd]/
[بریتانیا]/[diːp ruːtɪd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. راسخ، ریشه‌دار؛ از پایدار؛ عمیقاً در یک فرهنگ یا سنت ریشه دوانده.
adv. عمیقاً و راسخاً.

عبارات و ترکیب‌ها

deep-rooted beliefs

ریشه‌دار

deep-rooted issues

ریشه‌دار

deep-rooted problems

ریشه‌دار

deep-rooted culture

فرهنگ ریشه‌دار

deep-rooted traditions

رسوم ریشه‌دار

deep-rooted bias

تعصب ریشه‌دار

deep-rooted conflict

درگیری ریشه‌دار

deep-rooted causes

علل ریشه‌دار

deep-rooted history

تاریخ ریشه‌دار

deep-rooted values

ارزش‌های ریشه‌دار

جملات نمونه

the problem is deep-rooted in historical inequalities.

مشکل ریشه در نابرابری‌های تاریخی دارد.

these deep-rooted beliefs are difficult to change.

این باورهای ریشه‌دار تغییر دادنشان دشوار است.

he has deep-rooted concerns about the company's future.

نگرانی‌های ریشه‌دار در مورد آینده شرکت دارد.

the deep-rooted culture of innovation drives their success.

فرهنگ ریشه‌دار نوآوری، محرک موفقیت آن‌ها است.

their deep-rooted rivalry has lasted for decades.

رقابت ریشه‌دار آن‌ها دهه‌ها طول کشیده است.

the deep-rooted issues require a long-term solution.

این مسائل ریشه‌دار نیاز به یک راه حل بلندمدت دارند.

she has deep-rooted passion for environmental conservation.

او اشتیاق ریشه‌دار به حفظ محیط زیست دارد.

the deep-rooted traditions shape their community’s identity.

این سنت‌های ریشه‌دار هویت جامعه آن‌ها را شکل می‌دهند.

it's a deep-rooted issue within the political system.

این یک مسئله ریشه‌دار در سیستم سیاسی است.

they faced deep-rooted prejudice and discrimination.

آن‌ها با تعصب و تبعیض ریشه‌دار روبرو شدند.

the deep-rooted causes of the conflict are complex.

علل ریشه‌دار این منازعه پیچیده هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید