defensively

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به شیوه‌ای که با دفاع یا حفاظت مشخص می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

acting defensively

در حال دفاع عمل کردن

جملات نمونه

She reacted defensively when he questioned her about the missing money.

او با واکنش دفاعی زمانی که او درباره پول گمشده از او سوال کرد، واکنش نشان داد.

The player positioned himself defensively to block the opponent's attack.

بازیکن خود را به صورت دفاعی قرار داد تا از حمله حریف جلوگیری کند.

He spoke defensively, trying to justify his actions.

او به صورت دفاعی صحبت کرد و سعی کرد اعمال خود را توجیه کند.

The company reacted defensively to the competitor's aggressive marketing tactics.

شرکت به طور دفاعی به تاکتیک های بازاریابی تهاجمی رقبا واکنش نشان داد.

She crossed her arms defensively, signaling her reluctance to engage in the conversation.

او با بازوهایش به صورت دفاعی جلوی سینه خود بست و نشان داد که نمی خواهد در بحث شرکت کند.

The team played defensively in the second half to protect their lead.

در نیمه دوم تیم به صورت دفاعی بازی کرد تا از برتری خود محافظت کند.

He reacted defensively to criticism, feeling attacked.

او به انتقادها با واکنش دفاعی پاسخ داد و احساس کرد مورد حمله قرار گرفته است.

The cat arched its back defensively when approached by a stranger.

گربه زمانی که توسط یک غریبه نزدیک شد، به صورت دفاعی پشت خود را قوس داد.

The politician answered the tough questions defensively, avoiding direct responses.

سیاستمدار به طور دفاعی به سوالات سخت پاسخ داد و از ارائه پاسخ های مستقیم خودداری کرد.

The goalkeeper positioned himself defensively to block the penalty kick.

دروازه بان خود را به صورت دفاعی قرار داد تا از پنالتی جلوگیری کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید