deficiently managed
مدیریت نشده به طور ناکافی
deficiently funded
به طور ناکافی تامین مالی شده
deficiently equipped
به طور ناکافی مجهز شده
deficiently prepared
به طور ناکافی آماده شده
deficiently trained
به طور ناکافی آموزش دیده شده
deficiently supplied
به طور ناکافی تامین شده
deficiently executed
به طور ناکافی اجرا شده
deficiently documented
به طور ناکافی مستند شده
deficiently supported
به طور ناکافی پشتیبانی شده
deficiently communicated
به طور ناکافی ارتباط برقرار شده
the project was completed deficiently, leading to several issues.
پروژه به طور ناقص به پایان رسید و منجر به بروز چندین مشکل شد.
he was deficiently prepared for the exam, resulting in a poor grade.
او به طور ناکافی برای امتحان آماده شده بود و در نتیجه نمره پایینی گرفت.
the report was deficiently researched, lacking critical data.
گزارش به طور ناکافی تحقیق شده بود و فاقد دادههای حیاتی بود.
her understanding of the topic was deficiently shallow.
درک او از موضوع به طور ناکافی سطحی بود.
the team's performance was deficiently coordinated during the event.
عملکرد تیم در طول رویداد به طور ناکافی هماهنگ بود.
he spoke deficiently about the regulations, causing confusion.
او به طور ناکافی در مورد مقررات صحبت کرد و باعث سردرگمی شد.
the resources were allocated deficiently, affecting the outcome.
منابع به طور ناکافی تخصیص داده شدند و بر نتیجه تأثیر گذاشتند.
the training program was deficiently designed for new employees.
برنامه آموزشی به طور ناکافی برای کارمندان جدید طراحی شده بود.
the communication was deficiently handled, leading to misunderstandings.
ارتباطات به طور ناکافی مدیریت شد و منجر به سوء تفاهم شد.
her skills were deficiently developed, limiting her opportunities.
مهارتهای او به طور ناکافی توسعه یافتند و فرصتهای او را محدود کردند.
deficiently managed
مدیریت نشده به طور ناکافی
deficiently funded
به طور ناکافی تامین مالی شده
deficiently equipped
به طور ناکافی مجهز شده
deficiently prepared
به طور ناکافی آماده شده
deficiently trained
به طور ناکافی آموزش دیده شده
deficiently supplied
به طور ناکافی تامین شده
deficiently executed
به طور ناکافی اجرا شده
deficiently documented
به طور ناکافی مستند شده
deficiently supported
به طور ناکافی پشتیبانی شده
deficiently communicated
به طور ناکافی ارتباط برقرار شده
the project was completed deficiently, leading to several issues.
پروژه به طور ناقص به پایان رسید و منجر به بروز چندین مشکل شد.
he was deficiently prepared for the exam, resulting in a poor grade.
او به طور ناکافی برای امتحان آماده شده بود و در نتیجه نمره پایینی گرفت.
the report was deficiently researched, lacking critical data.
گزارش به طور ناکافی تحقیق شده بود و فاقد دادههای حیاتی بود.
her understanding of the topic was deficiently shallow.
درک او از موضوع به طور ناکافی سطحی بود.
the team's performance was deficiently coordinated during the event.
عملکرد تیم در طول رویداد به طور ناکافی هماهنگ بود.
he spoke deficiently about the regulations, causing confusion.
او به طور ناکافی در مورد مقررات صحبت کرد و باعث سردرگمی شد.
the resources were allocated deficiently, affecting the outcome.
منابع به طور ناکافی تخصیص داده شدند و بر نتیجه تأثیر گذاشتند.
the training program was deficiently designed for new employees.
برنامه آموزشی به طور ناکافی برای کارمندان جدید طراحی شده بود.
the communication was deficiently handled, leading to misunderstandings.
ارتباطات به طور ناکافی مدیریت شد و منجر به سوء تفاهم شد.
her skills were deficiently developed, limiting her opportunities.
مهارتهای او به طور ناکافی توسعه یافتند و فرصتهای او را محدود کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید