neglectful

[ایالات متحده]/nɪˈɡlektfl/
[بریتانیا]/nɪˈɡlektfl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بی‌احتیاط یا ناتوان از توجه مناسب؛ بی‌توجه.

جملات نمونه

she was neglectful and ineffectual as a parent.

او به عنوان یک والد بی‌توجه و بی‌اثر بود.

She was neglectful of her clothing.

او در مورد لباس پوشيدنش بي‌توجه بود.

Some boys are neglectful of their appearance.

برخی از پسرها در مورد ظاهر خود بی‌توجه هستند.

neglectful of their responsibilities.See Synonyms at negligent

بی‌توجهی نسبت به مسئولیت‌ها. به مترادف‌ها در کلمه negligent مراجعه کنید.

neglectful of her own financial security;

بی‌توجهی به امنیت مالی خود.

neglectful of personal hygiene

بی‌توجهی به بهداشت شخصی

neglectful of safety precautions

بی‌توجهی به اقدامات ایمنی

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید