definable

[ایالات متحده]/dɪ'faɪnəbl/
[بریتانیا]/dɪ'faɪnəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل درک یا شناسایی به وضوح.

جملات نمونه

User-definable comment characters have been added to all filetype definition files.

اضافه کردن کاراکترهای نظردهی قابل تعریف توسط کاربر به همه فایل‌های تعریف نوع فایل.

The concept of beauty is not easily definable.

مفهوم زیبایی به راحتی قابل تعریف نیست.

His success is definable by his hard work and dedication.

موفقیت او با تلاش و تعهدش قابل تعریف است.

There is no definable reason for her sudden change in behavior.

هیچ دلیلی قابل تعریف برای تغییر ناگهانی رفتار او وجود ندارد.

The line between right and wrong is not always definable.

خط بین درست و غلط همیشه قابل تعریف نیست.

The impact of climate change on ecosystems is definable through scientific research.

تاثیر تغییرات آب و هوایی بر اکوسیستم ها از طریق تحقیقات علمی قابل تعریف است.

The success of a business is definable by its profitability and growth.

موفقیت یک کسب و کار با سودآوری و رشد آن قابل تعریف است.

The meaning of life is not easily definable.

معنای زندگی به راحتی قابل تعریف نیست.

The quality of a product is definable by its durability and performance.

کیفیت یک محصول با دوام و عملکرد آن قابل تعریف است.

Her artistic style is unique and not easily definable.

سبک هنری او منحصر به فرد است و به راحتی قابل تعریف نیست.

The impact of technology on society is definable by its influence on communication and connectivity.

تاثیر فناوری بر جامعه با تأثیر آن بر ارتباطات و ارتباطات قابل تعریف است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید