defrauding

[ایالات متحده]/dɪˈfrɔːdɪŋ/
[بریتانیا]/dɪˈfrɔːdɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل تقلب یا فریب کسی برای به دست آوردن چیزی، به ویژه پول

عبارات و ترکیب‌ها

defrauding investors

فریب دادن سرمایه‌گذاران

defrauding customers

فریب دادن مشتریان

defrauding taxpayers

فریب دادن مالیات‌دهندگان

defrauding authorities

فریب دادن مقامات

defrauding the public

فریب دادن مردم

defrauding businesses

فریب دادن کسب و کارها

defrauding clients

فریب دادن مشتریان

defrauding partners

فریب دادن شرکا

defrauding funds

فریب دادن وجوه

defrauding charities

فریب دادن خیریه‌ها

جملات نمونه

he was accused of defrauding investors out of millions.

او به اتهام کلاهبرداری از سرمایه‌گذاران به ارزش میلیون‌ها دلار متهم شد.

the company is under investigation for defrauding customers.

شرکت به دلیل کلاهبرداری از مشتریان تحت تحقیقات قرار دارد.

defrauding the government is a serious crime.

کلاهبرداری از دولت یک جرم جدی است.

she was arrested for defrauding her employer.

او به اتهام کلاهبرداری از کارفرمای خود دستگیر شد.

defrauding someone can lead to severe penalties.

کلاهبرداری از کسی می‌تواند منجر به مجازات‌های شدید شود.

the scam involved defrauding elderly people.

این کلاهبرداری شامل کلاهبرداری از افراد مسن بود.

he was found guilty of defrauding the state.

او به اتهام کلاهبرداری از دولت گناهکار شناخته شد.

they used fake documents for defrauding the bank.

آنها برای کلاهبرداری از بانک، اسناد جعلی استفاده کردند.

defrauding a charity is particularly reprehensible.

کلاهبرداری از یک سازمان خیریه به ویژه ناپسند است.

the investigation revealed a pattern of defrauding clients.

تحقیقات نشان داد که یک الگوی کلاهبرداری از مشتریان وجود دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید