upholding

[ایالات متحده]/ʌpˈhoʊldɪŋ/
[بریتانیا]/ʌpˈhoʊldɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. پشتیبانی یا نگهداری از چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

upholding justice

حفظ عدالت

upholding rights

حفظ حقوق

upholding standards

حفظ استانداردها

upholding values

حفظ ارزش‌ها

upholding laws

اجرای قوانین

upholding integrity

حفظ یکپارچگی

upholding principles

حفظ اصول

upholding traditions

حفظ سنت‌ها

upholding democracy

حفظ دموکراسی

upholding commitments

وفای به عهد

جملات نمونه

upholding the law is essential for a fair society.

رعایت قانون برای داشتن یک جامعه عادلانه ضروری است.

they are committed to upholding human rights.

آنها متعهد به حمایت از حقوق بشر هستند.

upholding traditions can strengthen community bonds.

حفظ سنت‌ها می‌تواند پیوندهای اجتماعی را تقویت کند.

the organization is dedicated to upholding ethical standards.

این سازمان به حفظ استانداردهای اخلاقی اختصاص دارد.

upholding academic integrity is crucial for education.

حفظ یکپارچگی علمی برای آموزش بسیار مهم است.

they believe in upholding the values of democracy.

آنها به حفظ ارزش‌های دموکراسی باور دارند.

upholding safety regulations protects workers.

رعایت مقررات ایمنی از کارگران محافظت می‌کند.

upholding environmental standards is vital for sustainability.

رعایت استانداردهای زیست محیطی برای پایداری حیاتی است.

she is known for upholding her promises.

او به خاطر عمل کردن به وعده‌هایش شناخته می‌شود.

upholding family values is important in many cultures.

حفظ ارزش‌های خانوادگی در بسیاری از فرهنگ‌ها مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید