dehusk

[ایالات متحده]/[ˈdiːhʌsk]/
[بریتانیا]/[ˈdiːhʌsk]/

ترجمه

v. جدا کردن پرک یا پوست خارجی از چیزی، به ویژه غلات؛ جدا کردن پوست از دانه‌ها یا غلات.
n. فرآیند جدا کردن پوست از دانه‌ها یا غلات.

عبارات و ترکیب‌ها

dehusked corn

ذرت پوست‌کنده

dehusk quickly

به سرعت پوست بگیرید

dehusked rice

برنج پوست‌کنده

dehusk machine

دستگاه پوست‌گیری

dehusk process

فرآیند پوست‌گیری

dehusked peanuts

فول فرهنگی پوست‌کنده

dehusk them

آنها را پوست بگیرید

dehusked seeds

دانه‌های پوست‌کنده

dehusk now

حالا پوست بگیرید

dehusk carefully

با دقت پوست بگیرید

جملات نمونه

we need to dehusk the peanuts before roasting them.

ما باید قبل از برشته کردن، فندق‌ها را پوست بگیریم.

the machine automatically dehusked the sesame seeds.

دستگاه به طور خودکار دانه‌های کنجد را پوست گرفت.

carefully dehusk the lentils to avoid breaking them.

با دقت عدس‌ها را پوست بگیرید تا نشکنند.

the dehusked rice was lighter and fluffier.

برنج پوست‌کنده سبک‌تر و پف‌دارتر بود.

after dehusked, the barley can be processed further.

پس از پوست‌گیری، می‌توان جو را بیشتر فرآوری کرد.

the dehusked sunflower seeds were ready for planting.

دانه‌های آفتابگردان پوست‌کنده آماده کاشت بودند.

the process of dehusked corn is quite efficient.

فرآیند پوست‌گیری ذرت بسیار کارآمد است.

they use a specialized dehusk machine for the soybeans.

آنها از یک دستگاه پوست‌گیری تخصصی برای سویا استفاده می‌کنند.

dehusked oats are used in many breakfast cereals.

آرد جو دوسر پوست‌کنده در بسیاری از غلات صبحانه استفاده می‌شود.

ensure the dehusked beans are free from debris.

اطمینان حاصل کنید که لوبیاهای پوست‌کنده عاری از زباله هستند.

the dehusked amaranth grains were a vibrant color.

دانه‌های پوست‌کنده ارزن رنگی زنده ای داشتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید