dehusked corn
ذرت پوستکنده
dehusk quickly
به سرعت پوست بگیرید
dehusked rice
برنج پوستکنده
dehusk machine
دستگاه پوستگیری
dehusk process
فرآیند پوستگیری
dehusked peanuts
فول فرهنگی پوستکنده
dehusk them
آنها را پوست بگیرید
dehusked seeds
دانههای پوستکنده
dehusk now
حالا پوست بگیرید
dehusk carefully
با دقت پوست بگیرید
we need to dehusk the peanuts before roasting them.
ما باید قبل از برشته کردن، فندقها را پوست بگیریم.
the machine automatically dehusked the sesame seeds.
دستگاه به طور خودکار دانههای کنجد را پوست گرفت.
carefully dehusk the lentils to avoid breaking them.
با دقت عدسها را پوست بگیرید تا نشکنند.
the dehusked rice was lighter and fluffier.
برنج پوستکنده سبکتر و پفدارتر بود.
after dehusked, the barley can be processed further.
پس از پوستگیری، میتوان جو را بیشتر فرآوری کرد.
the dehusked sunflower seeds were ready for planting.
دانههای آفتابگردان پوستکنده آماده کاشت بودند.
the process of dehusked corn is quite efficient.
فرآیند پوستگیری ذرت بسیار کارآمد است.
they use a specialized dehusk machine for the soybeans.
آنها از یک دستگاه پوستگیری تخصصی برای سویا استفاده میکنند.
dehusked oats are used in many breakfast cereals.
آرد جو دوسر پوستکنده در بسیاری از غلات صبحانه استفاده میشود.
ensure the dehusked beans are free from debris.
اطمینان حاصل کنید که لوبیاهای پوستکنده عاری از زباله هستند.
the dehusked amaranth grains were a vibrant color.
دانههای پوستکنده ارزن رنگی زنده ای داشتند.
dehusked corn
ذرت پوستکنده
dehusk quickly
به سرعت پوست بگیرید
dehusked rice
برنج پوستکنده
dehusk machine
دستگاه پوستگیری
dehusk process
فرآیند پوستگیری
dehusked peanuts
فول فرهنگی پوستکنده
dehusk them
آنها را پوست بگیرید
dehusked seeds
دانههای پوستکنده
dehusk now
حالا پوست بگیرید
dehusk carefully
با دقت پوست بگیرید
we need to dehusk the peanuts before roasting them.
ما باید قبل از برشته کردن، فندقها را پوست بگیریم.
the machine automatically dehusked the sesame seeds.
دستگاه به طور خودکار دانههای کنجد را پوست گرفت.
carefully dehusk the lentils to avoid breaking them.
با دقت عدسها را پوست بگیرید تا نشکنند.
the dehusked rice was lighter and fluffier.
برنج پوستکنده سبکتر و پفدارتر بود.
after dehusked, the barley can be processed further.
پس از پوستگیری، میتوان جو را بیشتر فرآوری کرد.
the dehusked sunflower seeds were ready for planting.
دانههای آفتابگردان پوستکنده آماده کاشت بودند.
the process of dehusked corn is quite efficient.
فرآیند پوستگیری ذرت بسیار کارآمد است.
they use a specialized dehusk machine for the soybeans.
آنها از یک دستگاه پوستگیری تخصصی برای سویا استفاده میکنند.
dehusked oats are used in many breakfast cereals.
آرد جو دوسر پوستکنده در بسیاری از غلات صبحانه استفاده میشود.
ensure the dehusked beans are free from debris.
اطمینان حاصل کنید که لوبیاهای پوستکنده عاری از زباله هستند.
the dehusked amaranth grains were a vibrant color.
دانههای پوستکنده ارزن رنگی زنده ای داشتند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید