deindustrialization

[ایالات متحده]/ˌdiːɪndʌstrɪəlaɪ'zeɪʃ(ə)n/
[بریتانیا]/'diɪndʌstrɪəlɪzeʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. محدودیت صنعتی شدن

جملات نمونه

The deindustrialization of the city led to high unemployment rates.

ورشکستگی صنعت شهر منجر به افزایش نرخ بیکاری شد.

Deindustrialization has had a significant impact on the local economy.

ورشکستگی صنعت تأثیر قابل توجهی بر اقتصاد محلی داشته است.

Many manufacturing jobs were lost due to deindustrialization.

بسیاری از مشاغل تولیدی به دلیل ورشکستگی صنعت از بین رفتند.

The process of deindustrialization resulted in the closure of many factories.

فرآیند ورشکستگی صنعت منجر به تعطیلی بسیاری از کارخانه‌ها شد.

Deindustrialization often leads to a shift towards a service-based economy.

ورشکستگی صنعت اغلب منجر به تغییر به سمت اقتصاد مبتنی بر خدمات می شود.

Communities affected by deindustrialization face challenges in adapting to new economic realities.

جامعات تحت تأثیر ورشکستگی صنعت با چالش هایی در انطباق با واقعیت های اقتصادی جدید روبرو هستند.

Deindustrialization can result in the decline of a region's industrial base.

ورشکستگی صنعت می تواند منجر به کاهش پایه صنعتی یک منطقه شود.

Policies to address deindustrialization are crucial for the economic development of a region.

سیاست هایی برای مقابله با ورشکستگی صنعت برای توسعه اقتصادی یک منطقه بسیار مهم هستند.

The effects of deindustrialization are felt across various sectors of society.

اثرات ورشکستگی صنعت در بخش های مختلف جامعه احساس می شود.

Deindustrialization is a complex process that requires careful planning and management.

ورشکستگی صنعت یک فرآیند پیچیده است که نیاز به برنامه ریزی و مدیریت دقیق دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید