delegating tasks
اختیار دادن به کارها
delegating authority
اختیار دادن به قدرت
delegating duties
اختیار دادن به وظایف
effective delegating
اختیار دادن مؤثر
poor delegating
اختیار دادن ضعیف
delegating wisely
اختیار دادن با حکمت
delegating tasks effectively is a key leadership skill.
ارسال وظایف به درستی یک مهارت رهبری کلیدی است.
she avoids delegating because she wants everything done perfectly.
او از ارسال وظایف خودداری می کند چون می خواهد هر چیز به طور کامل انجام شود.
delegating authority allows employees to develop their skills.
ارسال اختیارات به کارمندان آنها را به توسعه مهارت های خود کمک می کند.
i'm guilty of not delegating enough work to my team.
من به خاطر اینکه کار کافی را به تیم خود ارسال نکردم، گناهکار هستم.
the manager spent the afternoon delegating responsibilities.
مدیر در طول بعدازظهر به ارسال مسئولیت ها مشغول بود.
delegating appropriately reduces your workload significantly.
ارسال به درستی به طور قابل توجهی بار کاری شما را کاهش می دهد.
he learned the art of delegating after years of micromanaging.
او هنر ارسال را پس از چندین سال کنترل دقیق یاد گرفت.
proper delegating improves team morale and productivity.
ارسال مناسب روحیه و تولیدیت تیم را بهبود می بخشد.
many entrepreneurs struggle with delegating at first.
بسیاری از کارآفرینان در ابتدا با ارسال مواجهه می شوند.
delegating to the right person requires good judgment.
ارسال به شخص مناسب نیاز به قضاوت خوب دارد.
the ceo is known for delegating decisions to lower levels.
این سی ای اُو به خاطر ارسال تصمیمات به سطوح پایین شناخته می شود.
delegating too much can lead to loss of control.
ارسال بیش از حد می تواند منجر به از دست دادن کنترل شود.
delegating tasks
اختیار دادن به کارها
delegating authority
اختیار دادن به قدرت
delegating duties
اختیار دادن به وظایف
effective delegating
اختیار دادن مؤثر
poor delegating
اختیار دادن ضعیف
delegating wisely
اختیار دادن با حکمت
delegating tasks effectively is a key leadership skill.
ارسال وظایف به درستی یک مهارت رهبری کلیدی است.
she avoids delegating because she wants everything done perfectly.
او از ارسال وظایف خودداری می کند چون می خواهد هر چیز به طور کامل انجام شود.
delegating authority allows employees to develop their skills.
ارسال اختیارات به کارمندان آنها را به توسعه مهارت های خود کمک می کند.
i'm guilty of not delegating enough work to my team.
من به خاطر اینکه کار کافی را به تیم خود ارسال نکردم، گناهکار هستم.
the manager spent the afternoon delegating responsibilities.
مدیر در طول بعدازظهر به ارسال مسئولیت ها مشغول بود.
delegating appropriately reduces your workload significantly.
ارسال به درستی به طور قابل توجهی بار کاری شما را کاهش می دهد.
he learned the art of delegating after years of micromanaging.
او هنر ارسال را پس از چندین سال کنترل دقیق یاد گرفت.
proper delegating improves team morale and productivity.
ارسال مناسب روحیه و تولیدیت تیم را بهبود می بخشد.
many entrepreneurs struggle with delegating at first.
بسیاری از کارآفرینان در ابتدا با ارسال مواجهه می شوند.
delegating to the right person requires good judgment.
ارسال به شخص مناسب نیاز به قضاوت خوب دارد.
the ceo is known for delegating decisions to lower levels.
این سی ای اُو به خاطر ارسال تصمیمات به سطوح پایین شناخته می شود.
delegating too much can lead to loss of control.
ارسال بیش از حد می تواند منجر به از دست دادن کنترل شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید