manage

[ایالات متحده]/ˈmænɪdʒ/
[بریتانیا]/ˈmænɪdʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. مدیریت کردن; عمل کردن; فهمیدن; کنترل کردن
vi. برخورد کردن با; مقابله کردن با
Word Forms
قسمت سوم فعلmanaged
زمان گذشتهmanaged
صفت یا فعل حال استمراریmanaging
شکل سوم شخص مفردmanages
جمعmanages

عبارات و ترکیب‌ها

time management

مدیریت زمان

manage finances

مدیریت امور مالی

manage resources

مدیریت منابع

manage with

مدیریت با

manage to do

توانایی انجام دادن

can manage it

می‌توان آن را مدیریت کرد

manage without

مدیریت بدون

جملات نمونه

manage a naughty child

مدیریت یک کودک непослушный

manage the affairs of a nation

مدیریت امور یک ملت

he managed to lob the keeper.

او موفق شد دروازه‌بان را از مقابل دور کند.

we manage our cash extremely well.

ما به خوبی پول نقد خود را مدیریت می کنیم.

I reckon I can manage that.

فکر می‌کنم بتوانم آن را انجام دهم.

he managed to beat the record.

او موفق شد رکورد را بشکند.

she's managed to switch careers.

او موفق شد شغل خود را عوض کند.

he managed a thready whisper.

او یک نجوا ضعیف گفت.

he managed to escape.

او موفق شد فرار کند.

manage a complex machine tool.

مدیریت یک ابزار ماشین پیچیده.

managed to get a promotion.

موفق به کسب ترفیع شد.

learning how to manage on my own.

یاد می‌گیرم چگونه خودم را مدیریت کنم.

Who will manage while the director is away?

چه کسی در غیاب مدیر آن را مدیریت خواهد کرد؟

He managed to squash into the car.

او موفق شد خود را در ماشین جا دهد.

managed to procure a pass.

موفق به تهیه گذرنامه شد.

managed to stem the rebellion.

موفق به مهار شورش شد.

He managed to avoid an accident.

او موفق شد از یک تصادف جلوگیری کند.

He managed to swim ashore.

او موفق شد به ساحل شنا کند.

He managed to avert suspicion.

او موفق شد از ایجاد سوءظن جلوگیری کند.

نمونه‌های واقعی

Do 15 year olds know how to manage money?

آیا نوجوانان 15 ساله می‌دانند چگونه پول را مدیریت کنند؟

منبع: NPR News July 2014 Compilation

In place of water and detergent? How will you manage that?

به جای آب و مواد شوینده؟ چطور آن را مدیریت خواهید کرد؟

منبع: Cambridge IELTS Listening Actual Test 10 (Mainland China Edition)

You think you can you manage that?

فکر می‌کنید می‌توانید آن را مدیریت کنید؟

منبع: Modern Family - Season 02

35 Never mind, we can manage without.

35 مهم نیست، ما می توانیم بدون آن مدیریت کنیم.

منبع: My own English listening test.

All right, so my manager, right.

باشه، پس مدیر من، درسته.

منبع: Celebrity Speech Compilation

Some experts say it wasn't managed well.

برخی از کارشناسان می گویند که به خوبی مدیریت نشده است.

منبع: CNN Listening Compilation October 2019

The other reason, probably they manage pitchers differently.

دلیل دیگر، احتمالاً آنها پرتاب‌کننده‌ها را متفاوت مدیریت می‌کنند.

منبع: Connection Magazine

So it's easy for me to manage.

پس برای من آسون است که مدیریت کنم.

منبع: VOA Standard English_Africa

'Cause it's paws could probably manage it.

چون پنجه هایش احتمالاً می توانند آن را مدیریت کنند.

منبع: Discovery Channel: Battle of the Dinosaurs

No kidding. How'd you manage that one?

جدی می گیرید؟ چطور آن یکی را مدیریت کردی؟

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 2

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید