tenderly

[ایالات متحده]/ˈtendəlɪ/
[بریتانیا]/'tɛndɚli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به آرامی، به نرمی، با محبت، با دلسوزی.

عبارات و ترکیب‌ها

handle tenderly

با ملایمت رفتار کنید

whisper tenderly

به آرامی زمزمه کنید

جملات نمونه

She laid the child tenderly on the bed.

او کودک را به آرامی روی تخت گذاشت.

The old lady tenderly cherished her dog.

زن پیر سگ خود را با محبت گرامی داشت.

She embraced her son tenderly when he came home after ten years' absence.

وقتی پسری‌اش بعد از ده سال غیبت به خانه بازگشت، او را با مهربت در آغوش گرفت.

speak tenderly to a child

با کودک با مهربت صحبت کنید.

kiss tenderly on the cheek

گونه را با مهربت ببوسید.

care for plants tenderly

مراقبت از گیاهان را با مهربت انجام دهید.

treat a wound tenderly

زخم را با مهربت درمان کنید.

whisper tenderly in someone's ear

با مهربت در گوش کسی زمزمه کنید.

handle fragile items tenderly

وسایل شکننده را با مهربت جابجا کنید.

stroke a pet tenderly

با مهربت به یک حیوان خانگی نوازش کنید.

sing a lullaby tenderly

با مهربت یک آهنگ تودیلی بخوانید.

embrace tenderly in a hug

با مهربت در آغوش بگیرید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید