delimits

[ایالات متحده]/dɪˈlɪmɪts/
[بریتانیا]/dɪˈlɪmɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. محدوده یا مرزهای چیزی را تعیین کردن

عبارات و ترکیب‌ها

delimits boundaries

تعیین حدود

delimits options

تعیین گزینه ها

delimits scope

تعیین دامنه

delimits time

تعیین زمان

delimits space

تعیین فضا

delimits area

تعیین منطقه

delimits context

تعیین زمینه

delimits range

تعیین محدوده

delimits data

تعیین داده

delimits categories

تعیین دسته بندی ها

جملات نمونه

the boundary line delimits the two properties.

خط مرزی، دو ملکیت را مشخص می‌کند.

the law delimits the rights of citizens.

قانون حقوق شهروندان را مشخص می‌کند.

in the document, the author delimits the scope of the research.

در سند، نویسنده دامنه تحقیقات را مشخص می‌کند.

the software delimits the data sets for analysis.

نرم‌افزار مجموعه‌ داده‌ها را برای تجزیه و تحلیل مشخص می‌کند.

the map delimits the areas affected by the flood.

نقشه مناطق تحت تأثیر سیل را مشخص می‌کند.

she delimits her goals for the upcoming year.

او اهداف خود را برای سال آینده مشخص می‌کند.

the artist delimits the space for her installation.

هنرمند فضای مورد نظر برای نصب خود را مشخص می‌کند.

the guidelines delimits how the project should be executed.

دستورالعمل‌ها نحوه اجرای پروژه را مشخص می‌کند.

the committee delimits the criteria for the award.

کمیته معیارهای لازم برای دریافت جایزه را مشخص می‌کند.

the contract delimits the responsibilities of each party.

قرارداد مسئولیت‌های هر طرف را مشخص می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید