delinquents

[ایالات متحده]/dɪˈlɪŋkwənts/
[بریتانیا]/dɪˈlɪŋkwənts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (به‌ویژه جوانان) افرادی که جرم یا تخلف انجام می‌دهند

عبارات و ترکیب‌ها

young delinquents

جوانان مجرم

juvenile delinquents

مجرمان نوجوان

delinquents behavior

رفتار مجرمان

delinquents court

دادگاه مجرمان

delinquents rehabilitation

بازتوانی مجرمان

repeat delinquents

مجرمان تکرارشونده

delinquents program

برنامه مجرمان

delinquents intervention

مداخله مجرمان

delinquents prevention

جلوگیری از جرم و جنایت مجرمان

delinquents support

حمایت از مجرمان

جملات نمونه

delinquents often come from troubled backgrounds.

معتادان اغلب از پس‌زمینه‌های آشفته می‌آیند.

the community is working to rehabilitate young delinquents.

جامعه در تلاش است تا جوانان معتاد را توانمند کند.

many delinquents are involved in gang activities.

بسیاری از معتادان در فعالیت‌های باندهای خیابانی دخیل هستند.

delinquents may face serious legal consequences.

معتادان ممکن است با عواقب قانونی جدی روبرو شوند.

education can help reduce the number of delinquents.

آموزش می‌تواند به کاهش تعداد معتادان کمک کند.

many delinquents struggle with addiction issues.

بسیاری از معتادان با مشکلات اعتیاد دست و پنجه نرم می‌کنند.

delinquents often seek acceptance from their peers.

معتادان اغلب به دنبال پذیرش از سوی همسالان خود هستند.

supportive families can help steer delinquents away from crime.

خانواده‌های پشتیبان می‌توانند به معتادان کمک کنند تا از جرم و جنایت دور شوند.

law enforcement is focused on reducing delinquent behavior.

نیروی انتظامی بر کاهش رفتار مجرمانه متمرکز است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید