deluged

[ایالات متحده]/ˈdɛljuːdʒd/
[بریتانیا]/ˈdɛljuːdʒd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. غرق کردن یا سیلابی کردن، اغلب با آب؛ تحت تأثیر قرار گرفتن توسط تعداد زیادی از چیزها؛ تحت تأثیر قرار گرفتن

عبارات و ترکیب‌ها

deluged with rain

آغشته به باران

deluged in work

غرق در کار

deluged by emails

غرق در ایمیل‌ها

deluged with requests

غرق در درخواست‌ها

deluged in complaints

غرق در شکایات

deluged with information

غرق در اطلاعات

deluged by calls

غرق در تماس‌ها

deluged with support

غرق در پشتیبانی

deluged in data

غرق در داده‌ها

deluged with feedback

غرق در بازخورد

جملات نمونه

after the heavy rain, the town was deluged with water.

بعد از باران شدید، شهر غرق در آب شد.

the company was deluged with job applications after the announcement.

پس از اعلام، شرکت غرق در درخواست‌های شغلی شد.

she felt deluged by the amount of homework assigned.

او احساس کرد که با حجم زیادی از تکالیف محوله غرق شده است.

during the festival, the city was deluged with tourists.

در طول جشنواره، شهر غرق در گردشگران شد.

the email inbox was deluged with messages after the sale.

پس از فروش، صندوق ورودی ایمیل غرق در پیام شد.

he was deluged with phone calls after his promotion.

پس از ارتقای او، تلفن با تماس غرق شد.

the garden was deluged with weeds after the rain.

پس از باران، باغ غرق در علف‌های هرز شد.

they were deluged with complaints about the new policy.

آنها غرق در شکایات در مورد سیاست جدید شدند.

the team was deluged with requests for tickets to the game.

تیم غرق در درخواست بلیط برای بازی شد.

after the announcement, she was deluged with congratulations.

پس از اعلام، او غرق در تبریک شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید