democratizations

[ایالات متحده]/[ˌdeməˈkratizaʃənz]/
[بریتانیا]/[ˌdɛməkrəˈtɪzəʃənz]/

ترجمه

n. فرایند جعل کشور یا سازمان را دموکراتیک تر کردن.؛ نمونه ها یا مواردی از دموکراتیک شدن.

عبارات و ترکیب‌ها

democratic democratization

دموکراتیک دموکراتیزاسیون

accelerating democratizations

شتابدهی دموکراتیزاسیون‌ها

post-democratization era

دوره پس از دموکراتیزاسیون

promoting democratizations

تقویت دموکراتیزاسیون‌ها

early democratizations

دموکراتیزاسیون‌های اولیه

failed democratizations

دموکراتیزاسیون‌های ناکام

recent democratizations

دموکراتیزاسیون‌های اخیر

global democratizations

دموکراتیزاسیون‌های جهانی

ongoing democratizations

دموکراتیزاسیون‌های در حال انجام

digital democratizations

دموکراتیزاسیون‌های دیجیتال

جملات نمونه

the ongoing democratizations across the region are fostering greater political participation.

دموکراتیزاسیون‌های ادامه‌دار در سراسر منطقه باعث افزایش مشارکت سیاسی می‌شود.

we need to carefully analyze the effects of these democratizations on economic stability.

ما باید تأثیرات این دموکراتیزاسیون‌ها بر پایداری اقتصادی را به دقت تحلیل کنیم.

successful democratizations require strong institutions and a vibrant civil society.

دموکراتیزاسیون‌های موفق نیاز به نهادهای قوی و جامعه‌ای سیاسی پویا دارند.

the scholar's research focused on the challenges of implementing democratizations in fragile states.

پژوهش دانشمند روی چالش‌های اجرای دموکراتیزاسیون‌ها در کشورهای ناپایدار متمرکز بود.

many believe that technological advancements can accelerate democratizations worldwide.

بanyak کسانی فکر می‌کنند پیشرفت‌های فناوری می‌تواند دموکراتیزاسیون‌ها در سراسر جهان را تسریع کند.

the report highlighted the importance of inclusive democratizations for long-term stability.

گزارش اهمیت دموکراتیزاسیون‌های شامل‌کننده برای پایداری در بلند مدت را تاکید کرد.

the government cautiously observed the recent democratizations in neighboring countries.

دولت با احتیاط به دموکراتیزاسیون‌های اخیر در کشورهای همسایه نگاه کرد.

the wave of democratizations in the 1990s significantly reshaped the global landscape.

موج دموکراتیزاسیون‌ها در دهه 1990 به طور قابل توجهی منظر جهانی را تغییر داد.

the organization supports initiatives aimed at promoting peaceful democratizations.

سازمان اقداماتی را که به افزایش دموکراتیزاسیون‌های صلح‌طلبانه می‌پردازند حمایت می‌کند.

the consequences of incomplete or reversed democratizations can be devastating.

پیامدهای دموکراتیزاسیون‌های ناقص یا معکوس می‌تواند ویران‌گر باشد.

the study examined the role of education in facilitating democratizations.

این مطالعه نقش آموزش در تسهیل دموکراتیزاسیون‌ها را بررسی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید