authoritarianism

[ایالات متحده]/ə,θɔrə'tɛrɪənɪzəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. استبداد، دیکتاتوری
Word Forms

جملات نمونه

Pan Jinlian: Re-analyze the Image of "Syren"——To Criticize the Authoritarianism in The Plum in the Golden Vase

پان جین‌لیان: بازبینی مجدد تصویر "سیرن" - برای انتقاد از اقتدارگرایی در "زردالو در گلدان طلایی"

The government's authoritarianism stifles freedom of speech.

اقتدارگرایی دولت آزادی بیان را خفه می‌کند.

Many people fear the rise of authoritarianism in their country.

بسیاری از مردم از افزایش اقتدارگرایی در کشورشان می‌ترسند.

Authoritarianism often leads to human rights abuses.

اقتدارگرایی اغلب منجر به نقض حقوق بشر می‌شود.

The leader's authoritarianism is evident in his strict control over all aspects of society.

اقتدارگرایی رهبر در کنترل شدید او بر همه جنبه‌های جامعه آشکار است.

Authoritarianism can result in a lack of accountability and transparency in government.

اقتدارگرایی می‌تواند منجر به فقدان پاسخگویی و شفافیت در دولت شود.

Citizens protested against the government's authoritarianism.

شهروندان علیه اقتدارگرایی دولت اعتراض کردند.

Authoritarianism often suppresses dissenting voices and opposition.

اقتدارگرایی اغلب صداهای مخالف و مخالفان را سرکوب می‌کند.

The regime's authoritarianism is felt in every aspect of daily life.

اقتدارگرایی رژیم در هر جنبه از زندگی روزمره احساس می‌شود.

Authoritarianism can hinder societal progress and innovation.

اقتدارگرایی می‌تواند پیشرفت و نوآوری جامعه را مختل کند.

The country's history is marked by periods of authoritarianism and dictatorship.

تاریخ کشور با دوره‌های اقتدارگرایی و دیکتاتوری مشخص شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید