demonic

[ایالات متحده]/dɪˈmɔnɪk/
[بریتانیا]/dɪ'mɑnɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به شیاطین; شیطانی; شبیه به یک شیطان.

جملات نمونه

they said prayers to protect the people inside the hall from demonic possession.

آنها دعا کردند تا از مردم داخل تالار در برابر تسخیر شیطانی محافظت کنند.

The mountain boiled with demonic energy, glazed with flickering broken-cloud light, the wind combed the grass and drew from the damaged krummholz and slit rock a bestial drone.

کوه با انرژی شیطانی می‌جوشید، با نورهای سوسوزننده و شکسته ابر پوشیده شده بود، باد علف‌ها را شانه می‌کرد و از چوب‌های شکسته و سنگ‌های شکافدار، یک صدای وحشیانه بیرون می‌کشید.

a demonic laugh echoed through the abandoned house

خنده شیطانی در خانه متروکه طنین‌انداز شد.

the movie portrayed the character as a demonic figure

فیلم شخصیت را به عنوان یک شخصیت شیطانی به تصویر کشید.

the demonic presence in the room sent shivers down my spine

حضور شیطانی در اتاق باعث لرزش در ستون فقرات من شد.

she had a demonic look in her eyes as she plotted her revenge

وقتی مشغول نقشه‌ریزی انتقام خود بود، نگاهی شیطانی در چشمانش داشت.

the book described a demonic ritual involving sacrifices

کتاب یک آیین شیطانی شامل قربانی‌ها را شرح داد.

the demonic creature emerged from the shadows

موجود شیطانی از سایه‌ها بیرون آمد.

the painting depicted a scene of demonic possession

نقاشی صحنه‌ای از تسخیر شیطانی را به تصویر می‌کشید.

the demonic forces seemed to grow stronger as the night went on

به نظر می‌رسید نیروهای شیطانی با گذشت شب قوی‌تر می‌شوند.

the protagonist had to face off against a demonic army

قهرمان باید با یک ارتش شیطانی روبرو می‌شد.

the village was plagued by rumors of a demonic curse

دهکده مورد آزار و اذیت شایعات مربوط به یک نفرین شیطانی قرار گرفته بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید