malevolent

[ایالات متحده]/mə'lev(ə)l(ə)nt/
[بریتانیا]/mə'lɛvələnt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. داشتن یا نشان دادن تمایل به آسیب رساندن به دیگران؛ شیطانی

عبارات و ترکیب‌ها

malevolent spirit

روح خبیث

جملات نمونه

some malevolent force of nature.

یک نیروی شیطانی و مخرب از طبیعت

Why are they so malevolent to me?

چرا آنها اینقدر نسبت به من شرور هستند؟

the car was a blue malevolent-looking job.

ماشین یک کار با ظاهری آبی و شرور بود.

the glint of dark, malevolent eyes.

درخشش چشمان تیره و شرور.

We must thwart his malevolent schemes.

ما باید نقشه‌های شیطانی او را خنثی کنیم.

He's a malicious and malevolent malefactor and gangster.

او یک شرور، شرور، جنایتکار و گانگستر است.

As the president of France and former EU presidency, facing such malevolent act conduced by both the Russians and the Americans, I consider this issue  very incomprehensive.

به عنوان رئیس جمهور فرانسه و ریاست سابق اتحادیه اروپا، با توجه به چنین اقدام خصمانه ای که توسط روس ها و آمریکایی ها انجام شده است، این موضوع را بسیار غیر جامع می دانم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید