demote

[ایالات متحده]/ˌdiːˈməʊt/
[بریتانیا]/ˌdiːˈmoʊt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. کاهش در رتبه; پایین آوردن در درجه.
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریdemoting
قسمت سوم فعلdemoted
زمان گذشتهdemoted
شکل سوم شخص مفردdemotes
جمعdemotes

جملات نمونه

The boat was smashed on the rocks. See also Synonyms at demote ,opportunity

کشتی بر روی صخره‌ها خرد شد. همچنین به مترادف‌ها در demote ,opportunity توجه کنید.

a defeat that humiliated both army and nation. See also Synonyms at demote

شکستی که هم ارتش و هم ملت را تحقیر کرد. همچنین به مترادف‌ها در demote توجه کنید.

the head of the army was demoted to deputy defence secretary.

فرمانده ارتش به مقام معاون وزیر دفاع تنزل یافت.

was demoted from captain to lieutenant;

از درجه کاپیتان به درجه ستوان تنزل یافت;

He was demoted to the rank of ordinary soldier.

او به درجه سرباز معمولی تنزل یافت.

For this peccadillo he was demoted and sent back to pound the beat.

به خاطر این گناه کوچک، او تنزل رتبه گرفت و برای گشت زنی به محل بازگشت.

The boss demoted her to a less responsible position.

رئیس او را به یک سمت کمتر مسئولیت‌آور تنزل داد.

نمونه‌های واقعی

But you were quite right in demoting him.

اما شما کاملاً در مورد تنزل مقام او حق داشتید.

منبع: Gone with the Wind

I've been demoted to dwarf planet status, so please listen.

من به مقام سیاره کوتوله تنزل یافته ام، پس لطفاً گوش کنید.

منبع: Children's Encyclopedia Song

She was our lead singer, but we demoted her because she wasn't good enough.

او خواننده اصلی ما بود، اما به دلیل اینکه به اندازه کافی خوب نبود، او را تنزل دادیم.

منبع: Our Day Season 2

And she was so incensed at your demoting Hugh from the management of the mill.

و او به شدت از این که شما هیو را از مدیریت کارخانه تنزل دادید، خشمگین بود.

منبع: Gone with the Wind

But I actually didn't demote Pluto. That was a vote of the International Astronomical Union.

اما من در واقع پلوتو را تنزل ندادم. این رای اتحادیه بین‌المللی نجوم بود.

منبع: The Big Bang Theory Season 4

In his appointments to government jobs, Mr Sunak demoted the status of the minister for climate policies.

در انتصاب‌های خود به مشاغل دولتی، آقای سوناک جایگاه وزیر سیاست‌های آب و هوایی را تنزل داد.

منبع: The Economist (Summary)

Burns Strider was accused of sexually harassing a young female staffer. He was demoted, but not fired.

برنز استرایدر به آزار جنسی یک کارمند زن جوان متهم شد. او تنزل رتبه یافت، اما اخراج نشد.

منبع: PBS English News

It found in favour of a mother who had sued a medical practice in Hiroshima for demoting her.

این به نفع مادری رای داد که یک مطب پزشکی در هیراشیما را به دلیل تنزل رتبه او مورد شکایت قرار داده بود.

منبع: The Economist (Summary)

More than seventy-five years later, that planetary status was revoked and Pluto was demoted to a dwarf planet.

بیش از هفتاد و پنج سال بعد، آن وضعیت سیاره‌ای لغو شد و پلوتو به یک سیاره کوتوله تنزل یافت.

منبع: Children's Learning Classroom

So, what does it mean “to be demoted”?

بنابراین، "تنزل رتبه" به چه معناست؟

منبع: Engvid-Emma Course Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید