demould

[ایالات متحده]/dɪˈmoʊld/
[بریتانیا]/dɪˈmoʊld/

ترجمه

v. قالب را از یک شیء قالب‌گیری شده برداشتن

عبارات و ترکیب‌ها

demould process

فرآیند جداسازی قالب

demould agent

عامل جداسازی قالب

demoulding time

زمان جداسازی قالب

demould efficiently

جداسازی قالب به طور موثر

demould surface

سطح جداسازی قالب

demould technique

تکنیک جداسازی قالب

demoulding process

فرآیند جداسازی قالب

demould properly

جداسازی قالب به درستی

demould method

روش جداسازی قالب

demoulding agent

عامل جداسازی قالب

جملات نمونه

we need to demould the product carefully.

ما باید محصول را با دقت جدا کنیم.

after the resin cures, we can demould the casting.

پس از پخت رزین، می‌توانیم قالب‌گیری را جدا کنیم.

it's important to demould at the right time to avoid damage.

برای جلوگیری از آسیب، جدا کردن قالب در زمان مناسب مهم است.

make sure to apply a release agent before demoulding.

مطمئن شوید قبل از جدا کردن قالب از یک عامل جدا کننده استفاده کنید.

they used a special tool to demould the complex shape.

آنها از یک ابزار خاص برای جدا کردن شکل پیچیده استفاده کردند.

demoulding too early can lead to imperfections.

جدا کردن قالب خیلی زود می‌تواند منجر به نقص شود.

she demonstrated how to demould the silicone mold.

او نحوه جدا کردن قالب سیلیکونی را نشان داد.

we should wait for the material to cool before demoulding.

ما باید قبل از جدا کردن قالب صبر کنیم تا مواد خنک شود.

proper techniques are essential to demould successfully.

تکنیک‌های مناسب برای جدا کردن قالب با موفقیت ضروری هستند.

he learned to demould without leaving any residue.

او یاد گرفت که بدون هیچ گونه باقی مانده‌ای قالب را جدا کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید