denationalise

[ایالات متحده]/diːˈnæʃənəlaɪz/
[بریتانیا]/diˈnæʃənəˌlaɪz/

ترجمه

vt. از وضعیت ملی یا تابعیت محروم کردن؛ یک موجودیت ملی شده را دوباره خصوصی کردن؛ از مالکیت دولتی خارج کردن

عبارات و ترکیب‌ها

denationalise assets

غیر ملی‌سازی دارایی‌ها

denationalise industry

غیر ملی‌سازی صنعت

denationalise services

غیر ملی‌سازی خدمات

denationalise economy

غیر ملی‌سازی اقتصاد

denationalise public

غیر ملی‌سازی عمومی

denationalise ownership

غیر ملی‌سازی مالکیت

denationalise enterprises

غیر ملی‌سازی بنگاه‌ها

denationalise utilities

غیر ملی‌سازی خدمات‌رسانی

denationalise resources

غیر ملی‌سازی منابع

denationalise sectors

غیر ملی‌سازی بخش‌ها

جملات نمونه

the government plans to denationalise several state-owned enterprises.

برنامه‌های دولت برای خصوصی‌سازی چندین شرکت دولتی وجود دارد.

denationalise the railways to enhance efficiency, some experts suggest.

برخی از کارشناسان پیشنهاد می‌کنند تا کارایی را افزایش دهد، راه آهن را غیردولتی کنید.

there is a debate about whether to denationalise the education sector.

بحثی وجود دارد در مورد اینکه آیا بخش آموزش را غیردولتی کنیم یا خیر.

the process to denationalise industries requires careful planning.

فرآیند غیردولتی کردن صنایع نیاز به برنامه‌ریزی دقیق دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید