deregulate

[ایالات متحده]/ˌdiːˈreɡjuleɪt/
[بریتانیا]/ˌdiːˈreɡjuleɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

فعل: حذف یا کاهش مقررات و محدودیت‌ها.
Word Forms
قسمت سوم فعلderegulated
زمان گذشتهderegulated
صفت یا فعل حال استمراریderegulating
شکل سوم شخص مفردderegulates

جملات نمونه

The government decided to deregulate the telecommunications industry.

دولت تصمیم گرفت صنعت مخابرات را غیرمتمرکز کند.

Some argue that deregulating the energy market will lead to lower prices for consumers.

برخی استدلال می‌کنند که غیرمتمرکز کردن بازار انرژی منجر به کاهش قیمت‌ها برای مصرف‌کنندگان خواهد شد.

The proposal to deregulate the banking sector has sparked a debate among policymakers.

پیشنهاد غیرمتمرکز کردن بخش بانکی بحثی را در میان سیاست‌گذاران برانگیخته است.

Advocates believe that deregulating certain industries can promote competition and innovation.

طرفداران معتقدند که غیرمتمرکز کردن برخی صنایع می‌تواند باعث افزایش رقابت و نوآوری شود.

The government's plan to deregulate the healthcare sector has faced criticism from various stakeholders.

برنامه دولت برای غیرمتمرکز کردن بخش مراقبت‌های بهداشتی با انتقاد از سوی ذینفعان مختلف روبرو شده است.

Some argue that deregulating the transportation industry will lead to more choices for consumers.

برخی استدلال می‌کنند که غیرمتمرکز کردن صنعت حمل و نقل منجر به افزایش انتخاب‌ها برای مصرف‌کنندگان خواهد شد.

The decision to deregulate the pharmaceutical sector has raised concerns about drug pricing.

تصمیم برای غیرمتمرکز کردن بخش داروسازی نگرانی‌هایی در مورد قیمت داروها ایجاد کرده است.

Deregulating the housing market may have unintended consequences for low-income families.

غیرمتمرکز کردن بازار مسکن ممکن است عواقبی ناخواسته برای خانواده‌های کم‌درآمد داشته باشد.

The process of deregulating industries requires careful consideration of potential risks and benefits.

فرآیند غیرمتمرکز کردن صنایع مستلزم بررسی دقیق خطرات و مزایای احتمالی است.

نمونه‌های واقعی

What they want is the repeal of three farm laws that deregulate produce markets.

آنها می‌خواهند قوانین سه گانه کشاورزی را که بازارهای محصولات را تنظیم مقررات نمی‌کنند، لغو کنند.

منبع: NPR News February 2021 Compilation

Their growth was unleashed by a 2009 law, originally meant to deregulate the chauffeured-car tourist market.

رشد آنها با قانونی در سال 2009 آغاز شد که در اصل برای تنظیم مقررات بازار گردشگری خودروهای با راننده در نظر گرفته شده بود.

منبع: The Economist (Summary)

I mean, we're supposed to be deregulated. And what is a token? What is one of these non-Bitcoin things?

منظورم این است که ما باید تنظیم مقررات نشده باشیم. یک توکن چیست؟ یکی از این چیزهای غیر بیت کوینی چیست؟

منبع: PBS Business Interview Series

Selling off and deregulating anything they can for a quick buck.

فروش و تنظیم مقررات ندادن هر چیزی که بتوانند برای کسب سود سریع.

منبع: New York Magazine (Video Edition)

But when they are deregulated? especially in a situation of unbalanced nutrition?

اما زمانی که آنها تنظیم مقررات نشده باشند؟ به خصوص در شرایط تغذیه نامتعادل؟

منبع: Environment and Science

In the late 80s and early 90s, many advanced economies deregulated their financial markets.

در اواخر دهه 80 و اوایل دهه 90، بسیاری از اقتصادهای پیشرفته بازارهای مالی خود را تنظیم مقررات نکردند.

منبع: CNBC Global Economic Analysis

This started changing, however, in the mid-1970s, when America began to deregulate its transportation industry.

با این حال، این موضوع از اواسط دهه 1970 آغاز به تغییر کرد، زمانی که آمریکا شروع به تنظیم مقررات ندادن صنعت حمل و نقل خود کرد.

منبع: Cambridge IELTS Reading

It needs to do more to deregulate labour and product markets, to boost competition in services and energy and to raise investment in infrastructure.

این نیاز دارد که بیشتر تلاش کند تا بازارهای کار و محصول را تنظیم مقررات نکند، تا رقابت را در خدمات و انرژی تقویت کند و سرمایه گذاری در زیرساخت ها را افزایش دهد.

منبع: The Economist - Comprehensive

Our aim should not be more and more detailed regulation from the centre: it should be to deregulate and to remove the constraints on trade.

هدف ما نباید مقررات دقیق تر و دقیق تر از مرکز باشد: باید تنظیم مقررات نکردن و برداشتن محدودیت ها از تجارت باشد.

منبع: Conservative speeches

That's not just because robots have been subsidized; they've also been deregulated.

این فقط به این دلیل نیست که ربات ها یارانه دریافت کرده اند؛ آنها نیز تنظیم مقررات نشده اند.

منبع: Freakonomics

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید