denervation

[ایالات متحده]/[ˌdiːnɜːˈveɪʃən]/
[بریتانیا]/[ˌdiːnərˈveɪʃən]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. برداشتن عصب یا عصوب‌ها؛ قطع تأمین عصبی به بخشی از بدن؛ فرایند قطع یا کشیدن عصب‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

denervation injury

آسیب دنروواسیون

post-denervation pain

درد پس از دنروواسیون

denervation syndrome

متلازمة دنروواسیون

denervation process

فرآیند دنروواسیون

denervation procedure

پروتکل دنروواسیون

denervation changes

تغییرات دنروواسیون

denervation effect

اثر دنروواسیون

denervation caused

تولید شده توسط دنروواسیون

denervation leads

دنروواسیون منجر می‌شود

جملات نمونه

the patient underwent denervation of the affected nerve to alleviate pain.

بیمار عمل تهیه اعصاب مورد نظر را برای کاهش درد تجربه کرد.

following denervation, the muscle gradually atrophied due to lack of stimulation.

پس از تهیه اعصاب، عضله به تدریج فرورفتگی کرد به دلیل عدم تحریک.

denervation injuries can lead to significant functional limitations in the limb.

آسیب‌های ناشی از تهیه اعصاب می‌تواند منجر به محدودیت‌های عملکردی قابل توجه در اندام شود.

careful assessment is crucial before considering denervation as a treatment option.

ارزیابی دقیق قبل از در نظر گرفتن تهیه اعصاب به عنوان یک گزینه درمانی امری حیاتی است.

the surgeon planned a partial denervation to minimize the impact on muscle function.

جراح یک تهیه اعصاب جزئی را برنامه‌ریزی کرد تا تأثیر روی عملکرد عضله را به حداقل برساند.

post-denervation pain management is essential for patient comfort and recovery.

مدیریت درد پس از تهیه اعصاب برای راحتی بیمار و بازپس‌گیری ضروری است.

nerve regeneration may occur after denervation, but it's often incomplete.

بازسازی اعصاب ممکن است پس از تهیه اعصاب رخ دهد، اما معمولاً ناقص است.

denervation can be a useful technique in managing spasticity in some cases.

تهیه اعصاب در برخی موارد می‌تواند یک فن مفید در مدیریت تنش‌های عضلانی باشد.

the goal of denervation is to interrupt the nerve signals causing the problem.

هدف تهیه اعصاب قطع سیگنال‌های عصبی که مشکل را ایجاد می‌کنند است.

long-term effects of denervation need to be carefully monitored and managed.

عوارض مزمن تهیه اعصاب باید با دقت نظارت و مدیریت شوند.

denervation procedures require specialized surgical skills and equipment.

عملیات تهیه اعصاب نیاز به مهارت‌های جراحی و تجهیزات ویژه دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید