denouncement

[ایالات متحده]/[dɪˈnaʊmənt]/
[بریتانیا]/[dɪˈnaʊmənt]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل محکوم کردن؛ اعلامیه رسمی مخالفت یا محکومیت؛ عملی که به طور علنی اعلام می‌کند چیزی غیرقابل قبول یا نادرست است.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

a denouncement

یک اعلام محکومیت

denouncement of fraud

اعلام محکومیت کلاهبرداری

making a denouncement

انجام یک اعلام محکومیت

formal denouncement

اعلام محکومیت رسمی

public denouncement

اعلام محکومیت عمومی

denouncement letter

نامه اعلام محکومیت

swift denouncement

اعلام محکومیت سریع

their denouncement

اعلام محکومیت آنها

after the denouncement

پس از اعلام محکومیت

immediate denouncement

اعلام محکومیت فوری

جملات نمونه

the politician's denouncement of the scandal sparked further investigation.

اظهارات صریح سیاستمدار در مورد رسوایی، تحقیقات بیشتری را برانگیخت.

his public denouncement of the company's practices was quite brave.

اظهارات علنی او در مورد روش‌های شرکت بسیار شجاعانه بود.

the whistleblower's denouncement led to the arrest of several officials.

اظهارات افشاگرانه فردی که اطلاعات لو داده بود، منجر به دستگیری چندین مقام دولتی شد.

she issued a strong denouncement of the discriminatory policy.

او یک محکومیت قوی از سیاست تبعیض‌آمیز صادر کرد.

the union issued a formal denouncement of the unfair labor practices.

اتحادیه یک محکومیت رسمی از شیوه‌های کار غیرمنصفانه صادر کرد.

the team faced a swift denouncement from the media after the loss.

تیم پس از شکست با محکومیت سریع رسانه‌ها روبرو شد.

the court heard a detailed denouncement of the defendant's actions.

دادگاه به گوش دادن به محکومیت دقیق اقدامات متهم گوش داد.

the activist's denouncement of the government's policies resonated with many.

محکومیت فعال اجتماعی از سیاست‌های دولت با بسیاری همخوانی داشت.

the newspaper published a scathing denouncement of the corruption.

روزنامه یک محکومیت تند از فساد منتشر کرد.

the board received a written denouncement regarding the financial irregularities.

هیئت مدیره یک محکومیت کتبی در مورد ناهنجاری‌های مالی دریافت کرد.

the artist's denouncement of war was expressed through their paintings.

محکومیت هنرمند از جنگ از طریق نقاشی‌هایشان بیان شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید