denouncers emerge
گوشه گیران ظهور می کنند
fear denouncers
از گوشه گیران ترسیدن
potential denouncers
گوشه گیران پتانسیل
denouncer's claims
دعاوی گوشه گیر
protecting denouncers
حفاظت از گوشه گیران
targeting denouncers
هدف گرفتن گوشه گیران
denouncers' safety
امنیت گوشه گیران
becoming denouncers
شدن گوشه گیر
the relentless denouncers targeted the politician's past mistakes.
تذکر کنندگان غیور به گذشته سیاستمدار هدف قرار گرفتند.
online forums are often filled with anonymous denouncers.
форوم های اینترنتی اغلب با تذکر کنندگان ناشناس پر شده اند.
he faced a barrage of criticism from vocal denouncers of the policy.
او با انتقادهای زیادی از سوی افرادی که به طور گفتگویی به سیاست انتقاد می کردند، مواجه شد.
the company sought to identify and silence potential denouncers.
شرکت سعی کرد تا تذکر کنندگان پتانسیل را شناسایی و مهیج کند.
she became a prominent denouncer of corruption within the government.
او به یکی از معروفترین افرادی تبدیل شد که فساد در داخل دولت را انتقاد می کرد.
the whistleblowers and denouncers risked their careers to expose the fraud.
کسانی که اطلاعات را در مورد فساد افشای کردند، مخاطره ای برای کاریابی خود به دوستی با خطر را برداشتند.
he warned against the dangers of relying on unreliable denouncers.
او هشدار داد که از مخاطره ای که از روی تذکر کنندگان ناایمن ناشی می شود، جلوگیری کنید.
the activist group mobilized denouncers to protest the new law.
گروه فعالیت گرایشی تذکر کنندگان را برای اعتراض به قانون جدید تحریک کرد.
the scandal brought forth numerous denouncers with damaging information.
این افسانه زیادی از افرادی را به دوستی با اطلاعات مخرب به دست آورد.
the court case highlighted the role of anonymous denouncers in the investigation.
این پرونده قضایی نقش تذکر کنندگان ناشناس را در تحقیقات روشن کرد.
the media amplified the voices of the denouncers, exposing the truth.
رسانه ها صدای تذکر کنندگان را تقویت کردند و راز را آشکار کردند.
denouncers emerge
گوشه گیران ظهور می کنند
fear denouncers
از گوشه گیران ترسیدن
potential denouncers
گوشه گیران پتانسیل
denouncer's claims
دعاوی گوشه گیر
protecting denouncers
حفاظت از گوشه گیران
targeting denouncers
هدف گرفتن گوشه گیران
denouncers' safety
امنیت گوشه گیران
becoming denouncers
شدن گوشه گیر
the relentless denouncers targeted the politician's past mistakes.
تذکر کنندگان غیور به گذشته سیاستمدار هدف قرار گرفتند.
online forums are often filled with anonymous denouncers.
форوم های اینترنتی اغلب با تذکر کنندگان ناشناس پر شده اند.
he faced a barrage of criticism from vocal denouncers of the policy.
او با انتقادهای زیادی از سوی افرادی که به طور گفتگویی به سیاست انتقاد می کردند، مواجه شد.
the company sought to identify and silence potential denouncers.
شرکت سعی کرد تا تذکر کنندگان پتانسیل را شناسایی و مهیج کند.
she became a prominent denouncer of corruption within the government.
او به یکی از معروفترین افرادی تبدیل شد که فساد در داخل دولت را انتقاد می کرد.
the whistleblowers and denouncers risked their careers to expose the fraud.
کسانی که اطلاعات را در مورد فساد افشای کردند، مخاطره ای برای کاریابی خود به دوستی با خطر را برداشتند.
he warned against the dangers of relying on unreliable denouncers.
او هشدار داد که از مخاطره ای که از روی تذکر کنندگان ناایمن ناشی می شود، جلوگیری کنید.
the activist group mobilized denouncers to protest the new law.
گروه فعالیت گرایشی تذکر کنندگان را برای اعتراض به قانون جدید تحریک کرد.
the scandal brought forth numerous denouncers with damaging information.
این افسانه زیادی از افرادی را به دوستی با اطلاعات مخرب به دست آورد.
the court case highlighted the role of anonymous denouncers in the investigation.
این پرونده قضایی نقش تذکر کنندگان ناشناس را در تحقیقات روشن کرد.
the media amplified the voices of the denouncers, exposing the truth.
رسانه ها صدای تذکر کنندگان را تقویت کردند و راز را آشکار کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید