depended

[ایالات متحده]/dɪˈpɛndɪd/
[بریتانیا]/dɪˈpɛndɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته نقلی depend

عبارات و ترکیب‌ها

depended on

به آن متکی بود

depended heavily

بستگی زیادی داشت

depended entirely

به طور کامل وابسته بود

depended solely

منحصر به فرد وابسته بود

depended largely

بزرگترین وابستگی داشت

depended greatly

بسیار وابسته بود

depended mostly

بیشتر به آن وابسته بود

depended mainly

به طور عمده وابسته بود

depended much

بسیار زیاد وابسته بود

depended partly

تا حدودی وابسته بود

جملات نمونه

her success depended on hard work and dedication.

موفقیت او به تلاش و تعهد بستگی داشت.

the outcome of the game depended on the last minute.

نتیجه بازی به دقیقه آخر بستگی داشت.

his decision depended on the weather conditions.

تصمیم او به شرایط آب و هوایی بستگی داشت.

our plans depended on the availability of the venue.

برنامه‌های ما به در دسترس بودن مکان بستگی داشت.

the project depended heavily on teamwork.

این پروژه به شدت به کار گروهی بستگی داشت.

the success of the event depended on careful planning.

موفقیت رویداد به برنامه‌ریزی دقیق بستگی داشت.

her mood often depended on the feedback she received.

حالت او اغلب به بازخوردی که دریافت می‌کرد بستگی داشت.

the results depended on the accuracy of the data.

نتایج به دقت داده‌ها بستگی داشت.

his health depended on his lifestyle choices.

سلامتی او به انتخاب‌های سبک زندگی‌اش بستگی داشت.

the travel plans depended on the budget available.

برنامه‌های سفر به بودجه موجود بستگی داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید