leveraged buyout
خرید با اهرم
leveraged investment
سرمایه گذاری اهرمی
leveraged finance
مالیه اهرمی
leveraged assets
داراییهای اهرمی
leveraged position
موقعیت اهرمی
leveraged returns
بازدهی اهرمی
leveraged strategy
استراتژی اهرمی
leveraged exposure
قرار گرفتن در معرض اهرمی
leveraged portfolio
پورتفوی اهرمی
leveraged capital
سرمایه اهرمی
he leveraged his experience to secure the promotion.
او از تجربه خود برای به دست آوردن ترفیع استفاده کرد.
the company leveraged technology to improve efficiency.
شرکت از فناوری برای بهبود کارایی استفاده کرد.
she leveraged her network to find new clients.
او از شبکه ارتباطی خود برای یافتن مشتریان جدید استفاده کرد.
they leveraged their resources to expand the business.
آنها از منابع خود برای گسترش کسب و کار استفاده کردند.
the team leveraged data analytics for better decision-making.
تیم از تحلیل دادهها برای تصمیمگیری بهتر استفاده کرد.
we leveraged our strengths to gain a competitive edge.
ما از نقاط قوت خود برای به دست آوردن مزیت رقابتی استفاده کردیم.
investors leveraged their capital to maximize returns.
سرمایه گذاران از سرمایه خود برای به حداکثر رساندن بازده استفاده کردند.
she leveraged her skills in negotiation to close the deal.
او از مهارت های خود در مذاکره برای بستن معامله استفاده کرد.
the organization leveraged partnerships to enhance its outreach.
سازمان از مشارکتها برای افزایش دامنه دسترسی خود استفاده کرد.
he leveraged social media to promote his brand.
او از رسانه های اجتماعی برای تبلیغ برند خود استفاده کرد.
leveraged buyout
خرید با اهرم
leveraged investment
سرمایه گذاری اهرمی
leveraged finance
مالیه اهرمی
leveraged assets
داراییهای اهرمی
leveraged position
موقعیت اهرمی
leveraged returns
بازدهی اهرمی
leveraged strategy
استراتژی اهرمی
leveraged exposure
قرار گرفتن در معرض اهرمی
leveraged portfolio
پورتفوی اهرمی
leveraged capital
سرمایه اهرمی
he leveraged his experience to secure the promotion.
او از تجربه خود برای به دست آوردن ترفیع استفاده کرد.
the company leveraged technology to improve efficiency.
شرکت از فناوری برای بهبود کارایی استفاده کرد.
she leveraged her network to find new clients.
او از شبکه ارتباطی خود برای یافتن مشتریان جدید استفاده کرد.
they leveraged their resources to expand the business.
آنها از منابع خود برای گسترش کسب و کار استفاده کردند.
the team leveraged data analytics for better decision-making.
تیم از تحلیل دادهها برای تصمیمگیری بهتر استفاده کرد.
we leveraged our strengths to gain a competitive edge.
ما از نقاط قوت خود برای به دست آوردن مزیت رقابتی استفاده کردیم.
investors leveraged their capital to maximize returns.
سرمایه گذاران از سرمایه خود برای به حداکثر رساندن بازده استفاده کردند.
she leveraged her skills in negotiation to close the deal.
او از مهارت های خود در مذاکره برای بستن معامله استفاده کرد.
the organization leveraged partnerships to enhance its outreach.
سازمان از مشارکتها برای افزایش دامنه دسترسی خود استفاده کرد.
he leveraged social media to promote his brand.
او از رسانه های اجتماعی برای تبلیغ برند خود استفاده کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید