depositing

[ایالات متحده]/dɪˈpɒzɪtɪŋ/
[بریتانیا]/dɪˈpɑːzɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل قرار دادن یک ماده بر روی یک سطح؛ فرآیند رسوب‌گذاری یا انباشتگی

عبارات و ترکیب‌ها

depositing money

واریز وجه

depositing funds

واریز بودجه

depositing checks

واریز چک

depositing cash

واریز نقدی

depositing earnings

واریز درآمد

depositing savings

واریز پس انداز

depositing interest

واریز بهره

depositing assets

واریز دارایی

depositing securities

واریز اوراق بهادار

depositing valuables

واریز اشیاء قیمتی

جملات نمونه

depositing money into your savings account is a great way to save for the future.

سپرده‌گذاری پول در حساب پس‌انداز شما یک راه عالی برای پس‌انداز برای آینده است.

she is depositing her paycheck at the bank this afternoon.

او در این بعد از ظهر حقوق خود را در بانک واریز می‌کند.

depositing a check can take a few days to process.

واریز چک ممکن است چند روز طول بکشد تا پردازش شود.

he was depositing his coins into the machine to get cash.

او سکه‌های خود را در دستگاه واریز کرد تا پول نقد بگیرد.

depositing your funds early can earn you more interest.

واریز زودهنگام وجوه شما می‌تواند سود بیشتری برای شما به ارمغان بیاورد.

they are depositing their rental payment at the landlord's office.

آنها اجاره خود را در دفتر موجک واریز می‌کنند.

depositing a large sum requires additional verification at the bank.

واریز مبلغ زیادی نیاز به تأیید بیشتر در بانک دارد.

she forgot to make her monthly depositing last week.

او فراموش کرد که هفته گذشته واریز ماهانه خود را انجام دهد.

depositing cash is usually quicker than writing a check.

واریز وجه نقد معمولاً سریعتر از نوشتن چک است.

he enjoys depositing his tips in a special savings account.

او از واریز انعام خود در یک حساب پس‌انداز ویژه لذت می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید