deposits

[ایالات متحده]/dɪˈpɒzɪts/
[بریتانیا]/dɪˈpɑːzɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع سپرده؛ وجوهی که در بانک قرار داده می‌شوند
v. سوم شخص مفرد سپرده؛ به دقت یا به طور صحیح قرار دادن؛ پرداخت سپرده؛ وارد کردن (سکه‌ها به دستگاه فروش خودکار)

عبارات و ترکیب‌ها

bank deposits

سپرده‌های بانکی

security deposits

سپرده‌های امنیتی

fixed deposits

سپرده‌های ثابت

cash deposits

سپرده‌های نقدی

savings deposits

سپرده‌های پس‌انداز

time deposits

سپرده‌های مدت‌دار

interest deposits

سپرده‌های با سود

joint deposits

سپرده‌های مشترک

online deposits

سپرده‌های آنلاین

foreign deposits

سپرده‌های ارزی

جملات نمونه

he made several deposits into his savings account.

او چندین سپرده در حساب پس‌انداز خود انجام داد.

many banks offer bonuses for new deposits.

بانک‌های زیادی برای سپرده‌های جدید پاداش ارائه می‌دهند.

she checked her account to see the latest deposits.

او حساب خود را بررسی کرد تا آخرین سپرده‌ها را ببیند.

the company requires a security deposit before renting.

شرکت قبل از اجاره، نیاز به سپرده امنیتی دارد.

deposits can earn interest over time.

سپرده‌ها می‌توانند در طول زمان سود کسب کنند.

he was surprised by the large deposits in his account.

او از سپرده‌های بزرگ در حساب خود تعجب کرد.

they accept both cash and check deposits.

آنها هر دو سپرده نقدی و چک را می‌پذیرند.

online banking makes it easy to track your deposits.

صرفه‌جویی آنلاین پیگیری سپرده‌های شما را آسان می‌کند.

she decided to increase her monthly deposits.

او تصمیم گرفت سپرده‌های ماهانه خود را افزایش دهد.

deposits are insured by the government up to a certain limit.

سپرده‌ها تا سقف معینی توسط دولت بیمه شده‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید