depressurizes

[ایالات متحده]/dɪˈprɛʃ.ər.aɪzɪz/
[بریتانیا]/dɪˈprɛʃ.ər.aɪzɪz/

ترجمه

vt. فشار را کاهش دادن \nvi. کاهش فشار را تجربه کردن

عبارات و ترکیب‌ها

depressurizes quickly

به سرعت تخلیه می‌شود

depressurizes safely

به طور ایمن تخلیه می‌شود

depressurizes slowly

به آرامی تخلیه می‌شود

depressurizes effectively

به طور موثر تخلیه می‌شود

depressurizes automatically

به طور خودکار تخلیه می‌شود

depressurizes properly

به درستی تخلیه می‌شود

depressurizes gently

به ملایمت تخلیه می‌شود

depressurizes rapidly

به سرعت تخلیه می‌شود

depressurizes efficiently

به طور کارآمد تخلیه می‌شود

depressurizes thoroughly

به طور کامل تخلیه می‌شود

جملات نمونه

the system depressurizes automatically during an emergency.

سیستم به طور خودکار در طول یک شرایط اضطراری تخلیه فشار می شود.

he depressurizes the cabin before landing.

او کابین را قبل از فرود تخلیه فشار می کند.

she carefully depressurizes the gas tank to avoid explosions.

او با دقت مخزن گاز را برای جلوگیری از انفجار تخلیه فشار می کند.

the technician depressurizes the system to perform maintenance.

تکنسین سیستم را برای انجام تعمیرات تخلیه فشار می کند.

it is important to depressurizes the container slowly.

تخلیه فشار تدریجی ظرف بسیار مهم است.

the aircraft depressurizes during a rapid ascent.

هواپیما در هنگام صعود سریع تخلیه فشار می شود.

he depressurizes the hydraulic lines before repairs.

او خطوط هیدرولیک را قبل از تعمیرات تخلیه فشار می کند.

the diver depressurizes slowly as they ascend.

غواص به آرامی در حین صعود تخلیه فشار می کند.

she depressurizes the pressure cooker after cooking.

او دیگ بخار را پس از پختن تخلیه فشار می کند.

the team depressurizes the reactor to ensure safety.

تیم راکتور را برای اطمینان از ایمنی تخلیه فشار می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید