deprioritize tasks
کاهش اولویت وظایف
we deprioritized it
ما آن را بیاهمیت کردیم
deprioritize requests
کاهش اولویت درخواستها
now deprioritized
اکنون بیاهمیت
deprioritize project
کاهش اولویت پروژه
they deprioritized
آنها آن را بیاهمیت کردند
deprioritize spending
کاهش اولویت هزینهها
should we deprioritize?
آیا باید آن را بیاهمیت کنیم؟
deprioritize efforts
کاهش اولویت تلاشها
we need to deprioritize this feature for the next sprint.
ما باید این ویژگی را برای اسپرینت بعدی در اولویت پایینتر قرار دهیم.
the marketing team asked us to deprioritize the social media campaign.
تیم بازاریابی از ما خواستند تا کمپین رسانه های اجتماعی را در اولویت پایین تر قرار دهیم.
let's deprioritize tasks that aren't critical to the launch.
بیایید وظایفی را که برای راه اندازی حیاتی نیستند، در اولویت پایین تر قرار دهیم.
due to budget cuts, we had to deprioritize several projects.
به دلیل کاهش بودجه، مجبور شدیم چندین پروژه را در اولویت پایین تر قرار دهیم.
can we deprioritize this report until after the presentation?
آیا می توانیم این گزارش را تا بعد از ارائه در اولویت پایین تر قرار دهیم؟
the product manager suggested we deprioritize the mobile app version.
مدیر محصول پیشنهاد کرد نسخه برنامه تلفن همراه را در اولویت پایین تر قرار دهیم.
we'll deprioritize non-essential features to meet the deadline.
ما ویژگی های غیر ضروری را در اولویت پایین تر قرار خواهیم داد تا مهلت مقرر را رعایت کنیم.
it's important to deprioritize distractions and focus on the goal.
مهم است که حواس پرتی ها را در اولویت پایین تر قرار دهیم و بر روی هدف تمرکز کنیم.
the leadership team decided to deprioritize long-term initiatives.
تیم رهبری تصمیم گرفت ابتکارات بلند مدت را در اولویت پایین تر قرار دهد.
we should deprioritize anything that doesn't directly impact revenue.
ما باید هر چیزی را که به طور مستقیم بر درآمد تأثیر نمی گذارد، در اولویت پایین تر قرار دهیم.
the engineering team will deprioritize refactoring for now.
تیم مهندسی فعلاً بازسازی را در اولویت پایین تر قرار خواهد داد.
deprioritize tasks
کاهش اولویت وظایف
we deprioritized it
ما آن را بیاهمیت کردیم
deprioritize requests
کاهش اولویت درخواستها
now deprioritized
اکنون بیاهمیت
deprioritize project
کاهش اولویت پروژه
they deprioritized
آنها آن را بیاهمیت کردند
deprioritize spending
کاهش اولویت هزینهها
should we deprioritize?
آیا باید آن را بیاهمیت کنیم؟
deprioritize efforts
کاهش اولویت تلاشها
we need to deprioritize this feature for the next sprint.
ما باید این ویژگی را برای اسپرینت بعدی در اولویت پایینتر قرار دهیم.
the marketing team asked us to deprioritize the social media campaign.
تیم بازاریابی از ما خواستند تا کمپین رسانه های اجتماعی را در اولویت پایین تر قرار دهیم.
let's deprioritize tasks that aren't critical to the launch.
بیایید وظایفی را که برای راه اندازی حیاتی نیستند، در اولویت پایین تر قرار دهیم.
due to budget cuts, we had to deprioritize several projects.
به دلیل کاهش بودجه، مجبور شدیم چندین پروژه را در اولویت پایین تر قرار دهیم.
can we deprioritize this report until after the presentation?
آیا می توانیم این گزارش را تا بعد از ارائه در اولویت پایین تر قرار دهیم؟
the product manager suggested we deprioritize the mobile app version.
مدیر محصول پیشنهاد کرد نسخه برنامه تلفن همراه را در اولویت پایین تر قرار دهیم.
we'll deprioritize non-essential features to meet the deadline.
ما ویژگی های غیر ضروری را در اولویت پایین تر قرار خواهیم داد تا مهلت مقرر را رعایت کنیم.
it's important to deprioritize distractions and focus on the goal.
مهم است که حواس پرتی ها را در اولویت پایین تر قرار دهیم و بر روی هدف تمرکز کنیم.
the leadership team decided to deprioritize long-term initiatives.
تیم رهبری تصمیم گرفت ابتکارات بلند مدت را در اولویت پایین تر قرار دهد.
we should deprioritize anything that doesn't directly impact revenue.
ما باید هر چیزی را که به طور مستقیم بر درآمد تأثیر نمی گذارد، در اولویت پایین تر قرار دهیم.
the engineering team will deprioritize refactoring for now.
تیم مهندسی فعلاً بازسازی را در اولویت پایین تر قرار خواهد داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید