unfetter

[ایالات متحده]/ʌnˈfɛtər/
[بریتانیا]/ʌnˈfɛtər/

ترجمه

vt. آزاد کردن از محدودیت‌ها یا قید و بندها؛ برداشتن زنجیرها یا دستبندها

عبارات و ترکیب‌ها

unfetter your mind

آزادی دادن به ذهن

unfetter creativity

آزادی دادن به خلاقیت

unfetter the spirit

آزادی دادن به روح

unfetter imagination

آزادی دادن به تخیل

unfetter potential

آزادی دادن به پتانسیل

unfetter your thoughts

آزادی دادن به افکار

unfetter the truth

آزادی دادن به حقیقت

unfetter your goals

آزادی دادن به اهداف

unfettered access

دسترسی بدون محدودیت

unfetter your dreams

آزادی دادن به رویاهایتان

جملات نمونه

she felt the need to unfetter her creativity.

او احساس نیاز به رهایی خلاقیت خود کرد.

the new policy aims to unfetter economic growth.

سیاست جدید با هدف رهایی رشد اقتصادی است.

he wanted to unfetter his thoughts and express himself freely.

او می‌خواست افکار خود را رها کرده و آزادانه خود را بیان کند.

we must unfetter our minds from conventional beliefs.

ما باید ذهن خود را از باورهای سنتی رها کنیم.

art can help to unfetter emotions that are hard to express.

هنر می‌تواند به رهایی احساساتی که بیان آنها دشوار است کمک کند.

he tried to unfetter himself from the expectations of others.

او سعی کرد خود را از انتظارات دیگران رها کند.

unfettering innovation is crucial for technological advancement.

رهایی بخشیدن به نوآوری برای پیشرفت فناوری بسیار مهم است.

they sought to unfetter their country from oppressive rules.

آنها به دنبال رهایی کشورشان از قوانین سرکوبگر بودند.

to unfetter your potential, you must take risks.

برای رهایی از پتانسیل خود، باید ریسک کنید.

education can unfetter individuals from ignorance.

تحصیلات می‌تواند افراد را از جهلنجویی رها کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید