descenso rápido
قیمت نزول
descenso libre
نزول تند
descenso lento
نزول شدید
descenso de aire
نزول ناگهانی
descenso de nivel
نزول ماهانه
descenso de precio
نزول فروش
descenso de temperatura
در نزول
descenso de agua
نزول
descenso de energía
نزول زیاد
descenso de población
نزول از
the sudden descenso in temperature surprised everyone.
تیم به دلیل باخت در بازی پایانی، به دسته دوم سقوط کرد.
the team experienced a significant descenso in performance this season.
سقوط غیرمنتظره بود با توجه به عملکرد قوی آنها در طول فصل.
we observed a gradual descenso in the water level.
پس از سقوط، باشگاه مجبور شد چندین بازیکن کلیدی را بفروشد.
the stock market suffered another descenso today.
بازیکن با تجربه درباره سقوط به عنوان یک تجربه فروتن کننده صحبت کرد.
the climbers began their descenso down the steep mountain.
هواداران به دلیل ادعای تصمیمات جانبدارانه داور، به سقوط اعتراض کردند.
there was a notable descenso in consumer confidence.
سقوط، فصل تاریکی را در تاریخ پر افتخار باشگاه رقم زد.
the descenso in prices attracted more customers.
مربیان بررسی کردند چه عواملی منجر به سقوط غیرمنتظره آنها در میانه فصل شد.
after reaching the summit, the group started their slow descenso.
سقوط بازیکنان را پس از سوت آخر در رختکن سردرگم و ناامید کرد.
the company announced a descenso in quarterly revenue.
اجتناب از سقوط به هدف اصلی تیم برای بازیهای باقی مانده تبدیل شد.
the pilot executed a smooth descenso despite the storm.
مربی مسئولیت سقوط تیم به لیگ پایینتر را بر عهده گرفت.
doctors warned about the riesgo de descenso in blood pressure.
پس از سقوط، حضور تماشاگران در استادیوم به طور قابل توجهی کاهش یافت.
the descenso brusco in altitude caused dizziness.
تحلیلگران ورزشی این سقوط را ماهها قبل از وقوع آن پیشبینی کردند.
scientists recorded the descenso gradual de temperatura over decades.
descenso rápido
قیمت نزول
descenso libre
نزول تند
descenso lento
نزول شدید
descenso de aire
نزول ناگهانی
descenso de nivel
نزول ماهانه
descenso de precio
نزول فروش
descenso de temperatura
در نزول
descenso de agua
نزول
descenso de energía
نزول زیاد
descenso de población
نزول از
the sudden descenso in temperature surprised everyone.
تیم به دلیل باخت در بازی پایانی، به دسته دوم سقوط کرد.
the team experienced a significant descenso in performance this season.
سقوط غیرمنتظره بود با توجه به عملکرد قوی آنها در طول فصل.
we observed a gradual descenso in the water level.
پس از سقوط، باشگاه مجبور شد چندین بازیکن کلیدی را بفروشد.
the stock market suffered another descenso today.
بازیکن با تجربه درباره سقوط به عنوان یک تجربه فروتن کننده صحبت کرد.
the climbers began their descenso down the steep mountain.
هواداران به دلیل ادعای تصمیمات جانبدارانه داور، به سقوط اعتراض کردند.
there was a notable descenso in consumer confidence.
سقوط، فصل تاریکی را در تاریخ پر افتخار باشگاه رقم زد.
the descenso in prices attracted more customers.
مربیان بررسی کردند چه عواملی منجر به سقوط غیرمنتظره آنها در میانه فصل شد.
after reaching the summit, the group started their slow descenso.
سقوط بازیکنان را پس از سوت آخر در رختکن سردرگم و ناامید کرد.
the company announced a descenso in quarterly revenue.
اجتناب از سقوط به هدف اصلی تیم برای بازیهای باقی مانده تبدیل شد.
the pilot executed a smooth descenso despite the storm.
مربی مسئولیت سقوط تیم به لیگ پایینتر را بر عهده گرفت.
doctors warned about the riesgo de descenso in blood pressure.
پس از سقوط، حضور تماشاگران در استادیوم به طور قابل توجهی کاهش یافت.
the descenso brusco in altitude caused dizziness.
تحلیلگران ورزشی این سقوط را ماهها قبل از وقوع آن پیشبینی کردند.
scientists recorded the descenso gradual de temperatura over decades.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید