deserters

[ایالات متحده]/dɪˈzɜːtə(z)/
[بریتانیا]/dɪˈzɜrtərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که وظیفه یا علت خود را رها می‌کنند

عبارات و ترکیب‌ها

deserters flee

گریختن متخلفان

deserters caught

گرفتن متخلفان

deserters return

بازگشت متخلفان

deserters sought

جستجوی متخلفان

deserters punished

مجازات متخلفان

deserters identified

شناسایی متخلفان

deserters arrested

دستگیری متخلفان

deserters' fate

سرنوشت متخلفان

deserters' families

خانواده‌های متخلفان

deserters' stories

داستان‌های متخلفان

جملات نمونه

the army faced many deserters during the conflict.

ارتش در طول درگیری با بسیاری از فراری‌ها روبرو شد.

deserters often face severe penalties under military law.

فراری‌ها اغلب با مجازات‌های شدید تحت قوانین نظامی روبرو می‌شوند.

some deserters join civilian life to escape the war.

برخی از فراری‌ها برای فرار از جنگ به زندگی مدنی می‌پیوندند.

the government launched a campaign to discourage deserters.

دولت یک کمپین را برای منصرف کردن فراری‌ها آغاز کرد.

deserters often regret their decision to leave.

فراری‌ها اغلب تصمیم خود برای ترک را پشیمان هستند.

many deserters were caught and brought back to their units.

بسیاری از فراری‌ها دستگیر و به واحدهای خود بازگردانده شدند.

the story of the deserters highlighted the horrors of war.

داستان فراری‌ها وحشت جنگ را برجسته کرد.

deserters risk their lives to find freedom.

فراری‌ها جان خود را به خطر می‌اندازند تا آزادی را بیابند.

support services are available for returning deserters.

خدمات حمایتی برای فراری‌های بازگشته در دسترس است.

the plight of deserters often goes unnoticed.

وضعیت فراری‌ها اغلب نادیده گرفته می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید