loyalists remain
هواداران باقی میمانند
loyalist support
حمایت هواداران
be loyalists
به هواداران
loyalists rallied
هواداران گردهم آمدند
loyalist base
پایگاه هواداران
loyalists defend
هواداران دفاع میکنند
firm loyalists
هواداران مصمم
loyalist stance
موضع هواداران
core loyalists
هواداران اصلی
true loyalists
هواداران واقعی
the loyalists remained steadfast in their support of the crown.
لوالیستها در حمایت خود از تاج و تخت استوار باقی ماندند.
many loyalists faced persecution for their beliefs.
بسیاری از لیالیستها به دلیل باورهایشان با آزار و اذیت مواجه شدند.
he was a staunch loyalist of the old regime.
او یک لیالیست استوار رژیم قدیمی بود.
the loyalists actively campaigned for the king's return.
لیالیستها به طور فعالانه برای بازگشت پادشاه کمپین کردند.
despite the revolution, some loyalists refused to change sides.
با وجود انقلاب، برخی از لیالیستها از تغییر طرف امتناع کردند.
the government sought to identify and appease the loyalists.
دولت به دنبال شناسایی و راضی کردن لیالیستها بود.
loyalists often faced social ostracism from revolutionaries.
لیالیستها اغلب با طرد اجتماعی از سوی انقلابیون مواجه میشدند.
he was a vocal and passionate loyalist to the company.
او یک لیالیست پر سر و صدا و مشتاق برای شرکت بود.
the loyalists rallied around the flag, demonstrating their support.
لیالیستها در اطراف پرچم جمع شدند و از حمایت خود نشان دادند.
the loyalists' unwavering commitment was admirable.
تعهد پایدار لیالیستها قابل تحسین بود.
the loyalists formed a powerful base of support for the dynasty.
لیالیستها یک پایگاه قدرتمند از حمایت برای سلسله نسب تشکیل دادند.
he was branded a loyalist and faced public ridicule.
او به عنوان لیالیست شناخته شد و با تمسخر عمومی مواجه شد.
loyalists remain
هواداران باقی میمانند
loyalist support
حمایت هواداران
be loyalists
به هواداران
loyalists rallied
هواداران گردهم آمدند
loyalist base
پایگاه هواداران
loyalists defend
هواداران دفاع میکنند
firm loyalists
هواداران مصمم
loyalist stance
موضع هواداران
core loyalists
هواداران اصلی
true loyalists
هواداران واقعی
the loyalists remained steadfast in their support of the crown.
لوالیستها در حمایت خود از تاج و تخت استوار باقی ماندند.
many loyalists faced persecution for their beliefs.
بسیاری از لیالیستها به دلیل باورهایشان با آزار و اذیت مواجه شدند.
he was a staunch loyalist of the old regime.
او یک لیالیست استوار رژیم قدیمی بود.
the loyalists actively campaigned for the king's return.
لیالیستها به طور فعالانه برای بازگشت پادشاه کمپین کردند.
despite the revolution, some loyalists refused to change sides.
با وجود انقلاب، برخی از لیالیستها از تغییر طرف امتناع کردند.
the government sought to identify and appease the loyalists.
دولت به دنبال شناسایی و راضی کردن لیالیستها بود.
loyalists often faced social ostracism from revolutionaries.
لیالیستها اغلب با طرد اجتماعی از سوی انقلابیون مواجه میشدند.
he was a vocal and passionate loyalist to the company.
او یک لیالیست پر سر و صدا و مشتاق برای شرکت بود.
the loyalists rallied around the flag, demonstrating their support.
لیالیستها در اطراف پرچم جمع شدند و از حمایت خود نشان دادند.
the loyalists' unwavering commitment was admirable.
تعهد پایدار لیالیستها قابل تحسین بود.
the loyalists formed a powerful base of support for the dynasty.
لیالیستها یک پایگاه قدرتمند از حمایت برای سلسله نسب تشکیل دادند.
he was branded a loyalist and faced public ridicule.
او به عنوان لیالیست شناخته شد و با تمسخر عمومی مواجه شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید