defectors

[ایالات متحده]/dɪˈfɛktəz/
[بریتانیا]/dɪˈfɛktərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که کشور یا علت خود را ترک می‌کنند

عبارات و ترکیب‌ها

political defectors

سران سیاسی جدا شده

military defectors

سران نظامی جدا شده

defectors' rights

حقوق متخلفان

defectors' stories

داستان های متخلفان

defectors' journeys

سفر های متخلفان

defectors' testimonies

گواهی های متخلفان

defectors' experiences

تجربیات متخلفان

defectors' motivations

انگیزه های متخلفان

defectors' challenges

چالش های متخلفان

defectors' networks

شبکه های متخلفان

جملات نمونه

many defectors shared their stories with the media.

بسیاری از متخلفان داستان‌های خود را با رسانه‌ها به اشتراک گذاشتند.

defectors often face challenges adapting to a new life.

متخلفان اغلب با چالش‌های سازگاری با یک زندگی جدید روبرو هستند.

the government provides support for defectors.

دولت از متخلفان حمایت می‌کند.

defectors can play a crucial role in revealing the truth.

متخلفان می‌توانند نقش مهمی در آشکار کردن حقیقت ایفا کنند.

some defectors join the military after fleeing their country.

برخی از متخلفان پس از فرار از کشور خود به ارتش می‌پیوندند.

defectors often risk their lives to escape oppression.

متخلفان اغلب جان خود را به خطر می‌اندازند تا از ستم فرار کنند.

support networks are essential for helping defectors integrate.

شبکه‌های حمایتی برای کمک به یکپارچه شدن متخلفان ضروری هستند.

defectors may face backlash from their home country.

متخلفان ممکن است با واکنش منفی از کشور خود مواجه شوند.

the stories of defectors highlight the struggles for freedom.

داستان‌های متخلفان بر مبارزات برای آزادی تأکید می‌کنند.

many defectors seek asylum in foreign countries.

بسیاری از متخلفان به دنبال پناهندگی در کشورهای خارجی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید