fortunes

[ایالات متحده]/ˈfɔːtʃuːnz/
[بریتانیا]/ˈfɔrtʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.(سرنوشت کسی); ثروت; شانس; (رویدادها در زندگی) خوشبختی; سرنوشت; فرصت
v.(باستانی) برای بخشیدن ثروت زیاد

عبارات و ترکیب‌ها

change fortunes

تغییر سرنوشت

good fortunes

شانس خوب

bad fortunes

شانس بد

fortune favors

شانس یار است

fortunes rise

شانس‌ها افزایش می‌یابند

fortunes fall

شانس‌ها کاهش می‌یابند

fortunes change

شانس‌ها تغییر می‌کنند

seek fortunes

به دنبال شانس رفتن

fortunes await

شانس‌ها در انتظارند

fortunes collide

شانس‌ها با هم برخورد می‌کنند

جملات نمونه

many people believe that fortunes can change overnight.

بسیاری از مردم معتقدند که می‌توانند در یک شب خوش شانس خود را تغییر دهند.

she has made her fortunes through hard work and dedication.

او با تلاش و تعهد فراوان ثروت خود را به دست آورده است.

fortunes often favor the brave.

خوش شانسی اغلب با شجاعان همراه است.

he lost his fortunes due to bad investments.

او به دلیل سرمایه گذاری های ناموفق ثروت خود را از دست داد.

they traveled the world in search of fortunes.

آنها برای یافتن ثروت به سراسر جهان سفر کردند.

fortunes can be made and lost in the stock market.

می‌توان ثروت را در بازار سهام به دست آورد و از دست داد.

she believes that her fortunes will improve next year.

او معتقد است که خوش شانسی او سال آینده بهتر خواهد شد.

fortunes are often tied to economic conditions.

خوش شانسی اغلب به شرایط اقتصادی گره خورده است.

he shared his fortunes with those less fortunate.

او ثروت خود را با کسانی که از نظر مالی در وضعیت بهتری نبودند به اشتراک گذاشت.

their fortunes changed when they started the new business.

وقتی کسب و کار جدید خود را راه اندازی کردند، خوش شانسی آنها تغییر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید