detective

[ایالات متحده]/dɪˈtektɪv/
[بریتانیا]/dɪˈtektɪv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که اطلاعات را جستجو و جمع‌آوری می‌کند تا جنایات یا مشکلات را حل کند.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

detective work

کارِ کاراگاهی

detective story

داستان کارآگاهی

private detective

مامور خصوصی

detective film

فیلم کارآگاهی

جملات نمونه

a detective chief inspector.

بازرس ارشد کارآگاهی

partial to detective novels.

علاقه‌مند بودن به رمان‌های کارآگاهی

The detective is completely correct in his surmises.

كارآگاه در حدس و گمان‌های خود كاملاً درست می‌گوید.

a newly fledged Detective Inspector.

یک بازرس کارآگاهی تازه‌کار

the detective swept the room for hair and fingerprints.

مامور پلیس اتاق را برای یافتن مو و اثر انگشت بررسی کرد.

Detectives ran down the suspects.

ماموران پلیس مظنونین را تعقیب کردند.

The store detective told the shoplifter that the game was up.

مامور فروشگاه به دزد گفت که بازی تمام شده است.

a detective under suspension from the Metropolitan Police

یک کارآگاه که از پلیس مترو تعلیق شده است

The detective got the suspect as he came out of the restaurant.

مامور پلیس مظنون را در حالی که از رستوران خارج می‌شد دستگیر کرد.

the detectives received commendations for bravery.

ماموران پلیس به دلیل شجاعت مورد تحسین قرار گرفتند.

the detective must uncover the murderer by deduction from facts.

مامور پلیس باید با استنتاج از حقایق، قاتل را شناسایی کند.

the punchy, page-turning storyline of a detective novel.

داستان جذاب و هیجان‌انگیز یک رمان کارآگاهی.

his main reading was detective stories.

خواندن اصلی او داستان‌های کارآگاهی بود.

a real live detective had been at the factory.

یک کارآگاه واقعی در کارخانه حضور داشته است.

his favourite form of relaxation was reading detective novels.

علاقه‌مندترین شکل استراحت او خواندن رمان‌های کارآگاهی بود.

detectives are stumped for a reason for the attack.

ماموران پلیس برای یافتن دلیل حمله سردرگم هستند.

detectives sweet-talked them into confessing.

ماموران پلیس آن‌ها را متقاعد کردند که اعتراف کنند.

the detective trained his gun on the side door.

مامور پلیس سلاح خود را به سمت در پشتی نشانه گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید