detonators

[ایالات متحده]/ˈdɛtəˌneɪtəz/
[بریتانیا]/ˈdɛtəˌneɪtərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاه‌های انفجاری که برای شروع یک انفجار استفاده می‌شوند؛ دستگاه‌هایی که انفجارها را تحریک می‌کنند؛ دستگاه‌های شروع‌کننده برای مواد منفجره

عبارات و ترکیب‌ها

wireless detonators

دتاتورهای بی‌سیم

electric detonators

دتاتورهای الکتریکی

detonators safety

ایمنی دتاتورها

detonators testing

آزمایش دتاتورها

detonators supply

تامین دتاتورها

detonators handling

رساندن دتاتورها

detonators installation

نصب دتاتورها

detonators control

کنترل دتاتورها

detonators usage

استفاده از دتاتورها

detonators regulations

مقررات دتاتورها

جملات نمونه

the bomb squad carefully examined the detonators.

گروه خنثی‌سازی بمب با دقت زیاد فیوزها را بررسی کردند.

they used electronic detonators for precise timing.

آنها از فیوزهای الکترونیکی برای زمان‌بندی دقیق استفاده کردند.

detonators can be dangerous if handled improperly.

اگر به درستی با آنها برخورد نشود، فیوزها می‌توانند خطرناک باشند.

the construction site required several detonators.

ساختمان‌سازی به چندین فیوز نیاز داشت.

he was trained to safely handle detonators.

او برای جابجایی ایمن فیوزها آموزش دیده بود.

detonators are essential for controlled explosions.

فیوزها برای انفجارهای کنترل شده ضروری هستند.

they stored the detonators in a secure location.

آنها فیوزها را در یک مکان امن نگهداری کردند.

before the operation, check all the detonators.

قبل از انجام عملیات، تمام فیوزها را بررسی کنید.

the military uses detonators for training exercises.

نظامیان از فیوزها برای تمرینات نظامی استفاده می‌کنند.

improper disposal of detonators can lead to accidents.

دفع نامناسب فیوزها می‌تواند منجر به حوادث شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید