triggers anxiety
ایجاد اضطراب
trigger warning
هشدار محرک
triggers conflict
ایجاد درگیری
triggered response
پاسخ فعال شده
triggers memories
ایجاد خاطرات
triggers events
ایجاد رویدادها
triggers action
ایجاد اقدام
triggers debate
ایجاد بحث
triggers change
ایجاد تغییر
triggers feelings
ایجاد احساسات
certain foods can trigger allergic reactions in some people.
برخی از غذاها میتوانند باعث ایجاد واکنشهای آلرژیک در برخی افراد شوند.
the news of the layoffs triggered widespread anxiety among employees.
خبر تعدیلها باعث ایجاد اضطراب گسترده در بین کارمندان شد.
past trauma can trigger feelings of sadness and helplessness.
تروماهای گذشته میتوانند احساساتی مانند غم و ناامیدی را برانگیزند.
the loud noise triggered a startled response from the dog.
صدای بلند باعث واکنش ترسیده از سگ شد.
social media often triggers debates about controversial topics.
شبکههای اجتماعی اغلب بحثهایی در مورد موضوعات بحثبرانگیز را آغاز میکنند.
the event triggered a series of investigations into the company.
این رویداد باعث ایجاد مجموعهای از تحقیقات در مورد شرکت شد.
his comments triggered a heated argument between the two colleagues.
اظهارات او باعث بحثهای داغ بین دو همکار شد.
the software update triggered a system restart.
بهروزرسانی نرمافزار باعث راهاندازی مجدد سیستم شد.
the smell of freshly baked bread triggered memories of her childhood.
بوی نان تازه پخته شده خاطرات دوران کودکی او را زنده کرد.
the project's success triggered a wave of new investment.
موفقیت پروژه باعث ایجاد موجی از سرمایهگذاری جدید شد.
a simple question can trigger a complex chain of thought.
یک سؤال ساده میتواند زنجیرهای پیچیده از افکار را آغاز کند.
the film's ending triggered a strong emotional response from the audience.
پایان فیلم باعث ایجاد واکنش احساسی قوی از سوی مخاطبان شد.
triggers anxiety
ایجاد اضطراب
trigger warning
هشدار محرک
triggers conflict
ایجاد درگیری
triggered response
پاسخ فعال شده
triggers memories
ایجاد خاطرات
triggers events
ایجاد رویدادها
triggers action
ایجاد اقدام
triggers debate
ایجاد بحث
triggers change
ایجاد تغییر
triggers feelings
ایجاد احساسات
certain foods can trigger allergic reactions in some people.
برخی از غذاها میتوانند باعث ایجاد واکنشهای آلرژیک در برخی افراد شوند.
the news of the layoffs triggered widespread anxiety among employees.
خبر تعدیلها باعث ایجاد اضطراب گسترده در بین کارمندان شد.
past trauma can trigger feelings of sadness and helplessness.
تروماهای گذشته میتوانند احساساتی مانند غم و ناامیدی را برانگیزند.
the loud noise triggered a startled response from the dog.
صدای بلند باعث واکنش ترسیده از سگ شد.
social media often triggers debates about controversial topics.
شبکههای اجتماعی اغلب بحثهایی در مورد موضوعات بحثبرانگیز را آغاز میکنند.
the event triggered a series of investigations into the company.
این رویداد باعث ایجاد مجموعهای از تحقیقات در مورد شرکت شد.
his comments triggered a heated argument between the two colleagues.
اظهارات او باعث بحثهای داغ بین دو همکار شد.
the software update triggered a system restart.
بهروزرسانی نرمافزار باعث راهاندازی مجدد سیستم شد.
the smell of freshly baked bread triggered memories of her childhood.
بوی نان تازه پخته شده خاطرات دوران کودکی او را زنده کرد.
the project's success triggered a wave of new investment.
موفقیت پروژه باعث ایجاد موجی از سرمایهگذاری جدید شد.
a simple question can trigger a complex chain of thought.
یک سؤال ساده میتواند زنجیرهای پیچیده از افکار را آغاز کند.
the film's ending triggered a strong emotional response from the audience.
پایان فیلم باعث ایجاد واکنش احساسی قوی از سوی مخاطبان شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید