bomb

[ایالات متحده]/bɒm/
[بریتانیا]/bɑːm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. بمباران کردن، بمب انداختن
vi. بمباران کردن، بمب انداختن
n. دستگاه انفجاری.
Word Forms
شکل سوم شخص مفردbombs
زمان گذشتهbombed
جمعbombs
صفت یا فعل حال استمراریbombing
قسمت سوم فعلbombed

عبارات و ترکیب‌ها

bomb threat

تهدید بمب

atomic bomb

بمب اتمی

letter bomb

بمب پستی

suicide bomb

بمب‌گذاری انتحاری

car bomb

بمب‌گذاری خودرو

nuclear bomb

بمب هسته‌ای

time bomb

بمب ساعتی

atom bomb

بمب اتم

hydrogen bomb

بمب هیدروژنی

oxygen bomb

بمب اکسیژنی

guided bomb

بمب هدایت‌شونده

drop bombs

پرتاب بمب

neutron bomb

بمب نوترونی

bomb disposal

خنثی‌سازی بمب

cluster bomb

بمب خوشه‌ای

bomb calorimeter

سنجشگر بمب

bomb squad

تیم یأس‌زدایی

bomb shelter

پناهگاه بمب

smoke bomb

بمب دودزا

oxygen bomb calorimeter

سنجشگر بمب اکسیژنی

logic bomb

بمب منطقی

جملات نمونه

H bomb (=a hydrogen bomb)

بمب هیدروژنی (= یک بمب هیدروژنی)

that bomb of an old movie.

آن بمبی در یک فیلم قدیمی.

A bomb found him.

یک بمب او را پیدا کرد.

The bomb blew the car to smithereens.

بمب ماشین را به تکه تکه کرد.

it will cost a bomb in call charges.

هزینه زیادی در هزینه تماس خواهد داشت.

The bomb had a long fuse.

بمب فیوز بلندی داشت.

They found a live bomb in the valley.

آنها یک بمب فعال در دره پیدا کردند.

the bombing was attributed to the IRA.

انفجار به گروه جدایی‌طلبای ایرلندی نسبت داده شد.

they bombed the city at dawn.

آنها شهر را در سپیده دم بمباران کردند.

all three bombs were duds.

هر سه بمب بی‌اثر بودند.

the first bomb fell at 0051 hours.

اولین بمب در ساعت ۰۰:۵۱ سقوط کرد.

a bomb exploding somewhere near.

یک بمب که در جایی نزدیک منفجر شد.

she was sickened by the bomb attack.

او از حمله بمباری بیمار شد.

نمونه‌های واقعی

We built one bomb, it's not a real bomb, it's no plutonium.

ما یک بمب ساختیم، این یک بمب واقعی نیست، حاوی پلوتونیوم هم نیست.

منبع: Selected Film and Television News

It's equivalent to detonating 400 billion one megaton nuclear bombs every single second.

این معادل انفجار 400 میلیارد بمب هسته‌ای یک مگاتنی در هر ثانیه است.

منبع: Crash Course Astronomy

They can build up to 15 bombs every hour.

آنها می‌توانند تا 15 بمب در هر ساعت بسازند.

منبع: CNN 10 Student English November 2017 Collection

It could also be used to fuel a bomb at a higher enrichment.

همچنین می‌توان از آن برای سوخت‌رسانی به بمب با غنی‌سازی بالاتر استفاده کرد.

منبع: NPR News November 2014 Compilation

The bomber dropped several bombs on a village.

خلبان بمب‌افز چندین بمب روی یک روستا انداخت.

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book 2.

Helicopters have dropped water bombs to help quench the flames.

بالگردهای آب‌افشان برای کمک به خاموش کردن شعله‌ها، بمب‌های آب رها کرده‌اند.

منبع: BBC Listening Collection April 2021

Besides, someone needs to defuse that bomb.

علاوه بر این، کسی باید آن بمب را خنثی کند.

منبع: TV series Person of Interest Season 3

During the blitz, the building was actually bombed.

در طول بمباران، ساختمان در واقع بمب‌گذاری شد.

منبع: Perspective Encyclopedia Comprehensive Category

It's people making something called seed bombs.

مردم در حال ساختن چیزی به نام بمب‌های بذری هستند.

منبع: Vox opinion

This is the aftermath of a bomb cyclone.

این عواقب یک طوفان بمب‌گذاری است.

منبع: CNN 10 Student English March 2019 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید